تاريخ ادبيات ايران وجهان - دروس13تا16
| فهرست مقاله |
|---|
| تاريخ ادبيات ايران وجهان |
| دروس 5تا8 |
| دروس 9تا 12 |
| دروس13تا16 |
| دروس17تا20 |
| دروس21تا24 |
| دروس25-26و سوالات و پاسخنامه |
| همه مقالات |
درس سيزدهم
نثرهاي عارفانه
نثر صوفيانه كه با نوشتههاي كلابادي، هجويري، قشيري و خواجه عبدالله انصاري راه خود را در ادبيات فارسي پيدا كرده بود. در سدههاي ششم و هفتم اهميت و گسترش يافت و بسياري از صوفيان بزرگ مانند: احمد غزالي، عينالقضات همداني، بهاءالدوله، عطار و ... آثاري شيرين و شورانگيز نوشتند. اينك براي نمونه به معرفي برخي از اين آثار ميپردازيم:
الف) نامههاي عين القضات: از عين القضات آثار و نوشتههايي زيادي به پارسي باقي مانده كه از آن ميان رسالههاي يزدان شناخت و تمهيدات حاوي اساسيترين انديشهها و آراي صوفيانه اوست. مهمترين و شيرينترين نوشتههاي عينالقضات مجموعه نامههاي اوست كه سبك نگارش همه نامهها ساده و بي تكلف روان است و در عين حال، به آيات قرآن و اشعار پارسي و تازي، بسيار استشهاد شده است كه در زمره شيواترين آثار صوفيانه قرن ششم محسوب ميشوند.
ب) آثار فارسي سُهروَردي: آراي شيخ اشراق در آثار متعددي كه به زبان فارسي از او برجاي مانده – به ويژه در كتاب حكمة الاشراق كه اخيراً به فارسي هم ترجمه شده- به تفصيل بيان شده است. كتابها و رسالههاي فارسي او بيشتر تمثيلي و ادبي است؛ از قبيل: آواز پر جبرئيل، رسالة العشق، لغت موران، صفير سيمرغ، رسالة الطير، روزي با جماعت صوفيان و في حالة الطفولية كه بيشتر ذوق عرفاني و تمثيل گرايي و زبان رمزي او را نشان ميدهد.
پ) اسرار التوحيد: چيزي كم از يك صد و سي سال از مرگ ابوسعيد ابوالخير عارف روشن ضمير خراسان، گذشته بود كه يكي از نوادگان او به نام محمدبن منور، كتابي درباره وي به نام اسرارالتوحيد في مقامات شيخ ابوسعيدابوالخير تأليف كرد كه احتمالاً در حدود سال 570 هجري پايان يافته است. محمدبن منور كتاب خود را به سه باب تقسيم كرده و به ويژه در باب دوم كه به بيان حالات شيخ در سالهاي مياني حيات او اختصاص دارد، بسياري از اقوال و اشعاري را كه بر زبان وي رفته گرد آوري و نقل كرده است.
نثرهاي داستاني
هر چند اين كار از سدههاي پيش آغاز شده بود مانند اسكندر نامه منثور كه از آثار منثور بازمانده از اواخر قرن پنجم است ولي اوج و شكوفايي آن در سدههاي ششم و هفتم هجري بوده است. از ميان آثار داستاني اين دوره به معرفي چند اثر زير ميپردازيم.
الف) سَمَكِ عيّار: عياران در خراسان و سيستان بسيار بودهاند و صفات مردانگي و مردم نوازي و راستگويي را در فرهنگ ناحيه خود ترويج ميكردهاند بنابراين، داستانهاي بسياري از پهلوانان و عياران هميشه بر سر زبانها بوده و سينه به سينه به ميراث ميرسيده است. در قرن ششم هجري، نويسندهاي پارسي به نام فرامرز بن خداداد كه از ناحيه ارجان فارسي برخاسته بود قصههاي مربوط به يكي از جوان مردان معروف را كه بر سر زبانها بود، با نثري شيوا و دلكش كه از زبان محاوره عامه چندان به دور نبود در كتاب مفصلي به نام سمك عيار گردآورد. تحرير اين كتاب در سال 585 هجري آغار گرديد. صحنههاي داستان كه سرگذشت پهلوانانيهاي سمك و حوادث مربوط به «مرزبان شاه فرخ» است و چون در اين كتاب نامهاي زيباي ايراني و رسمها و آداب و رسوم اجتماعي بسياري آمده كتاب را از جهت مطالعات تاريخي و جامعه شناسي، در خور توجه كرده است.
ب) سندبادنامه: سندبادنامه از تأليفات سندباد، حكيم هندي است كه ترجمه آن به زبان پهلوي در ادبيات ايران پيش از اسلام بسيار مشهور بوده است. در دورهي اسلامي، اين كتاب به عربي درآمد و در نيمه اول قرن چهارم هجري – زمان سامانيان – به فارسي دري ترجمه شد كه متأسفانه آن ترجمه هم اكنون در دست نيست. ازرقي هروي، شاعر قرن پنجم، اين ترجمه را به نظم درآورد.
ترجمه منثور سندباد نامه گويا تا قرن ششم هجري در دست بوده و در اين زمان ظهيري سمرقندي، چون انشاي آن را ساده يافت بران شده كه آن را به نثري فني و آراسته به امثال و اشعار پارسي و تازي درآورد.
نثرهاي ديني
از خصايص نثر ديني، سادگي و نزديكي آن با زبان عامه است. عمدهترين متون ديني در اين دوره هم متنهاي تفسيري بود كه براي نمونه از دو كتاب زير ياد ميكنيم:
الف) كشفالاسرار: خواجه عبدالله انصاري كتابي در تفسير قرآن به نثر صوفيانه و به زباني شيرين نوشته است. در سال 520 هجري نويسندهاي به نام ابوالفضل رشيدالدين ميبدي به شرح و بسط اين كتاب پرداخته و آن را كشف الاسرار و عدة الابرار نام نهاده است.
نثر كتاب: هموار و شيرين و دل چسب است و بيشتر خصوصيات نثرهاي عرفاني را دارد.
ب) روض الجنان: نيمه اول سده ششم هجري را در فرهنگ اسلامي بايد «عصر تفسير نويسي» نام گذاري كرد: زيرا علاوه بر روضالجنان، يكي از مشهورترين تفسيرهاي شيعه – مجمعالبيان طبرسي – در همين سالها به زبان عربي تأليف گرديد. در ري دانشمندي شيعي و پارسي دان به نام حسين خُزاعي نيشابوري، معروف به شيخ ابوالفتوح رازي، دست به ترجمه يكي از قديمترين و مهمترين تفسيرهاي شيعه به زبان فارسي با نام روض الجنان و روح الجنان زد.
خودآزمايي درس سيزدهم
1) اساسيترين انديشههاي صوفيانه عين القضات را در چه آثاري ميتوان جست و جو كرد؟
در رسالههاي يزدان شناخت و تمهيدات.
2) انديشههاي شيخ اشراق بيشتر از چه مايه ميگرفت؟
از تفكر ايراني و حكمت خسرواني1 مايه ميگرفت.
3) اسرارالتوحيد اثر كيست؟ چند باب دارد و موضوع آن چيست؟
اثر محمدبن منور ـ سه باب دارد ـ موضوع آن درباره گفتار و رفتار و حالات شيخ ابو سعيد ابوالخير عارف برجسته قرن پنجم است.
درس چهاردهم
كتابهاي فني در زمينه علوم ادبي
از مهمترين كتابهايي كه در اين زمينه تأليف گرديده، به چند نمونه اشاره ميكنيم:
الف) ترجمان البلاغه: اثر محمدبن عمر رادوياني كه احتمالاً در نيمه دوم قرن پنجم هجري مي زيسته است و كتاب او هم در همين دوره نوشته شده است.
ب) حدائق السّحر: حدائق السحر في دقايق الشعر، اثر رشيد وطواط شاعر قرن ششم و موضوع آن مباحثي از علم معاني و بيان و صنايع لفظي و معنوي كلام است.
پ) المُعجم: المُعجم في معايير اشعار العجم، تأليف شمس قيس رازي است وي در دهه نخستين سده هفتم ميزيسته است. اين كتاب اصلاً مشتمل بر دو بخش است: بخش اول در فن عروض و بخش دوم در علم قافيه و نقد شعر.
نثر كتاب: به ويژه در مقدمه، مصنوع متكلف و پر از امثال و اصطلاحات و واژههاي تازي است.
نثرهاي تاريخي
نثر تاريخي كه با شاهنامه ابومنصوري آغاز شده و در قرن پنجم در كتاب تاريخ بيهقي اوج و اعتبار خاصي يافته بود. در سده ششم گسترش پيدا كرد و كتابهاي بيشتري در تاريخ جهان يا تاريخ شهرها و سلسلهها پديد آمدند. مهمترين اين آثار را در اينجا معرفي ميكنيم:
الف) مجمع التواريخ: نام مؤلف اين كتاب معلوم نيست ولي از اطلاعات خود كتاب چنين بر ميآيد كه وي از مردم همدان يا اسد آباد بوده و كتاب را در سال 520 در عهد ساطان سلجوقي نوشته است.
اهميت ادبي كتاب: اهميت ادبي آن از امتيازات تاريخي آن كمتر نيست. با وجود آن كه در سده ششم نوشته شده است، شيوه انشاي آن از نظر سادگي و داشتن واژهها و اصطلاحات كهن فارسي، دست كمي از نوشتههاي قرن چهارم ندارد و نظر سبك نويسندگي هم تحت تأثير آثار اين قرن بوده است. در اين كتاب شمار لغات تازي ـ جز در مقدمه ـ بسيار اندك است.
ب) تاريخ بيهق: كتاب تاريخ بيهق، نوشته ابوالحسن عليبنزيد بيهقي معروف به «ابن فندق» است كه حاوي مطالب تاريخي – جغرافيايي است كه در اصطلاح به آن «جغرافياي تاريخي» ميگويند.
از بيهقي آثار زيادي باقي مانده است كه بيشتر آنها عربي است. مهمترين كتاب پارسي او تاريخ بيهق نام دارد كه در تاريخ و جغرافياي ناحيه بيهق (منطقه سبزوار كنوني) و سرگذشت دانشمندان و رجال علم و ادب آن جاست و در آن اطلاعات تاريخي و جغرافيايي بسياري مي توان يافت.
پ) راحة الصدور: اثر نجمالدين راوندي و متعلق به اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري است.
موضوع كتاب: اين كتاب تاريخ خاندان سلجوقي از ابتدا كار تا روزگار مؤلف است و در پايان هم فصولي در ادب شطرنج و مسابقات تيراندازي و شكار و هنر خطاطي آمده كه بسيار ارزشمند و كم نظير است. از نظر ادبي راحةالصدور از بهترين كتابهاي منثور فارسي است كه بخشهايي از آن به نثر ساده و بخشهايي به نثر فني و مزين نوشته شده است. در قسمت فني كتاب، استشهاد به امثال و اشعار پارسي به ويژه اشعار شاهنامه فراوان ديده ميشود. گاهي هم قصايد كامل از شاعران عصر خود را در كتاب آورده است.
نثرهاي ادبي
در دورهي مورد بحث، بيش از آن كه معنا و مضمون كتابها مورد توجه مؤلف و ادباي پس از او قرار گرفته باشد به نثر آنها به عنوان يك نوشته ادبي و زيبا توجه شده است. در اين جا به اختصار به چند كتاب اشاره مي كنيم.
الف) كليله و دمنه: اين كتاب را به دستور انوشيروان از هند به ايران آوردند و با افزودههاي به پهلوي ترجمه كردند. در قرن دوم هجري، ابن مقفع آن را به عربي ترجمه كرد و در زمان سامانيان رودكي آن را به نظم فارسي درآورد. در سال 536 هجري، ابوالمعالي نصرالله منشي، كليله ابن مقفع را با نثري بسيار فصيح و زيبا و استوار آرسته، به صورت آزاد به فارسي برگرداند و از خود هم چيزهايي بر آن افزود و آن را كليله و دمنه بهرام شاهي نام گذاشت.
موضوع كتاب: موضوع اين كتاب تمثيلها و داستانهايي است كه از زبان حيوانات به ويژه دو شغال به نامهاي «كليله» و « دمنه» نقل ميشود.
نثر كتاب: نثر كتاب از لحاظ استواري انشا و تركيب عبارات و داشتن اسلوب عالي و آراستگي و پيراستگي زبان و مفرد است كم نظير است. از آن جا كه نويسنده در اين كتاب به سجع و موازنه و آوردن شار و امثال فارسي و عربي و آيات و احاديث پرداخته است. بسياري از منتقدان كار او را سرآغاز نثر فنّي فارسي و كتاب وي را نمونه عالي اين سبك به شمار آورده اند. بسياري از نويسندگان از شيوه نثر ابولعالي تقليد كردند امّا جز سعدي شيرازي هيچ كس نتوانست در اين راه، توفيق چشمگيري به دست بياورد.
ب) چهار مقاله: در ميانه سده ششم هجري، نظامي عروضي سمرقندي، كتابي به نام مجمع النّوادر پديد آورد كه چون متقل بر چهار گفتار درباره دبيران، شاعران، منجمان و طبيبان بود. از قديم به چهارمقاله معروف شده است. وي در ابتداي هر يك از مقالات كتاب خويش، فصلي در اهميت آن دانش آورده و آن گاه به ذكر حكاياتي از پيشينيان پرداخته است. اين كتاب از نظر ادبي، اهميت فراوان دارد.
پ) مرزبان نامه: در واپسين سالـهاي سده چهارم يكي از اسپهبدان مازندران به نام مرزبان بن رستم كتابي به شيوه كليه و دمنه فرآهم آورد و آن را مرزبان نامه نام نهاد. اصل كتاب به زبان طبري است كه بعدها سعدالدين وراويني آن را به فارسي تحرير و ترجمه كرد.
مرزبان نامه وراويني مشتمل بر نه باب است با يك مقدمه و يك ذيل، وي برخي از حكايتها را در تحرير خود نياورده و در واقع، خلاصهاي از كتاب را به پارسي نقل كرده است.
ت) گلستان: گلستان در سال 656 هجري، توسط مصلحالدين سعدي، شيخ فرزانه شيراز، تأليف شده است. او توانسته است با استفاده از تمام شيوهها و شگردهاي نويسندگي فارسي، يعني پرداخت زيبا، فشرده نويسي، بهره وري از شعر، تمثيل و حكايت، تنوع معاني، رنگارنگي الفاظ، دريافتهاي تيزبينانه از مسائل مهم اجتماعي و اخلاقي و سرانجام، ريختن همه اينها در ظرفي آراسته و پرداخته، تركيب تازهاي در نويسندگي فارسي پديد آورد كه اولاً: طبايع همه نفوس را در همه دورهها سيراب و سرشار ميكند و در ثاني: آهنگ و سازوارگي خاصي در قلمرو زبان در ذهن و ذوق خواننده مينشاند و او را در برابر قدرت شگرف خود به تسليم و تواضع وا ميدارد.
گلستان شامل يك مقدمه و هشت باب است به اين ترتيب:
1- در سيرت پادشاهان
2- در اخلاق درويشان
3- در فضيلت قناعت
4- در فوايد خاموشي
5- در عشق و جواني
6- در ضعف و پيري
7- در تأثير تربيت
8- در آداب صحبت
انشاي مقدمه، اندكي فني و آراسته و استوار و دلپذير و انشاي بابها سادتر و طبيعيتر است. هفت باب نخستين كتاب در برگيرنده حكايتهاي عبرتانگيز و اغلب كوتاهي است كه عموماً از فرآوردههاي تجربي او طي سفر سي و پنج سالهاش مايه ميگيرد. باب هشتم گلستان، بيشتر كلمات و جملات كوتاه و در هم فشردهاي است كه اغلب آنها، امروز يا به صورت ضربالمثل در ميان عموم رايج است يا خود به خود بر زبان و خامه نويسندگان و ادب دوستان گذشته و حال جريان داشته است. از نظر كيفي گلستان فشرده و حاصل تجربيات دلپذير و رنگارنگ سعدي است كه در آنها هيچ گونه گزينش و جهت يابي خاصي صورت نگرفته است.
خودآزمايي درس چهاردهم:
1) ترجمان البلاغه از كيست و در چه زمينهاي نوشته شده است؟
از دانشمندي ادب شناس به نام محمدبن عمر رادوياني و در زمينه علم بلاغت نوشته شده است.
2) اصل كتاب مرزبان نامه به چه زباني است و تأليف كيست؟
به زبان طبري و تأليف مرزبان بن رستم.
3) نام ديگر چهار مقاله و موضوع آن چيست؟
نام ديگر آن مجمعالنوادر است و موضوع آن چهار گفتار يا مقاله درباره دبيران و شاعران و منجمان و طبيبان است.
4) گلستان شامل چه قسمتهايي است؟
گلستان شامل يك مقدمه و هشت باب است. به اين ترتيب: در سيرت پادشاهان، در اخلاق درويشان، در فضيلت قناعت، در فوايد خاموشي، در عشق و جواني، در ضعف و پيري، در تأثير تربيت و در آداب صحبت.
بخش نهم - عصر مولوي
در آمدي بر عصر مولوي، دروه حماسههاي عرفاني
در اين دوره كشمكشهاي بيمورد و مكرر حكومتها و تاخت و تاز اقوام بيفرهنگي چون غزان و مغولان، باعث دل مردگي در ميان مردم شده بود. در اين زمان، تنها «عرفان» ميتوانست فرهنگ و منزلت ايراني را ضمانت كند.
شعر عرفاني با تكيه بر عواطف انساني و پيش كشيدن اصولي مثل تسامح و مدارا، محبت، خدمت بلا شرط و ... انسان را به سوي كمال و سر نهادن برآستان حق دعوت ميكند.
شعر عصر مولوي: كه در انديشه عرفاني جريان مييابد، انسان نوميد و مصيبت زده را به اين دنياي برتر قرا ميخواند و در برابر حوادث به او دل گرمي ميدهد. در شعر عصر مولوي، سنايي پيشگام است و به قول مولانا، چشم و چراغ 1و عطار قافله سالار و خود مولانا، خداوندگار قلمرو شعر و عرفان. شعر عصر مولوي را با شاهان و فرمانروايان ، كاري نيست . پس بيشتر بجاي قصيده ، قالب غزل را كه زبان دل و افزار دست عشق است، برميگزيند. در كنار آن، قالب مثنوي هم به خدمت ميگيرد، بلندترين و سرشارترين مثنويهاي عرفاني در اين دوره سروده شدهاند. برخي از منظومههاي بزرگ اين دوره عبارتنداز: حديقه، مخزنالاسرار، منطقالطير و مثنوي معنوي.
درس پانزدهم
خيام و ترانههاي فلسفي
حكيم عمر خيام، اهل نيشابور و در قرن پنجم و دهههاي نخستين قرن ششم ميزيسته است. آرامگاه او در شهر نيشابور است. روزگار خيام روزگار عجيبي بود. در نيشابور و شهرهاي ديگر ميان فرقههاي مذهبي اختلافهاي بسياري بود. دنياي سياسي آن روزگار آلوده به تعصب و قشريگري بود. متعصبان، فلاسفه و حكما و حتي دانشمنداني همچون خيام را دهري و كافر قلمداد ميكردند. در چنين زمانهاي است كه خيام انديشهها و تأملات فلسفي خود را در قالب اشعاري كوتاه به نام رباعي ميريزد.
رباعي، مخصوص انديشههاي كوتاه و عميق و تأملات فلسفي است كه معمولاً در آن تكيه اصلي معنا در مصراع چهارم است.
تعداد ترانههايي كه از او باقي مانده زياد نيست. اما بعد از خيام، در مجموعهها و كتابها، مقدار زيادي رباعي به او نسبت داده شده كه بسياري از آنها قطعاً از شاعر نيشابور نيست. رباعيات خيام به زبانهاي خارجي ترجمه شده و او را در ادبيات مغرب زمين به ويژه در حوزه نفوذ زبان انگليسي، چهرهاي جهاني و مشهور كرده است.
« نمونهاي از ترانههاي خيام »
از آمـدنــم نبـــود گـردون را ســود / وز رفتن من جاه و جـلالش نفـزود وز هيـچ كس نيـز دو گوشم نشنود / كايـن آمدن و رفتنـم از بهـر چه بود!
شادي و غمي كه درقضا و قدراست / نيكي و بدي كه در نهاد بشر است با چـرخ مكن حواله، كانـدر ره عقـل / چـرخ از تـو هـزار بـار بيچـارهتر است
سنايي، شوريدهاي در غزنه
شهر غزنين در آن سالها كه ابوالمجد مجدودبن آدم سنايي در آن پا به عرصه هستي نهاد – يعني در حوالي سال 473 – آوازه و شكوهي را كه در دوره اول حكومت غزنويان داشت، به كلي از دست داده بود. تنها ستنايي بود كه از همان خردسالي، دغدغههاي سوزناك خاطرش را ميآشفت و ذهن و انديشهاش را براي تحولي آماده نگه ميداشت ـ البته او هم يك چند به شيوه زمانه روي به دربارها نهاد اما اين مرحله، چندان نپاييد و وي در اثر آمادگي روحي و عاطفي خاصي كه پيدا كرده بود يك بار چنان از خواب غفلت بيدار شد كه ديگر هيچ قرار و آرام نيافت. سنايي در سال 523 هجري درگذشت و در زادگاه خود غزنين به خاك سپرده شد. آرمگاه او اينك در آن شهر ـ واقع در كشور افغانستان ـ زيارتگاه ادب دوستان و صاحبدلان است.
آثار سنايي
1. ديوان اشعار: كه حاوي قصايد، غزليات، قطعات و اشعار پراكندهاي است كه از او بر جاي مانده است .
2. حديقةالحقيقه: كه مهمترين مثنوي سنايي و يكي از كهنترين منظومههاي عرفاني محسوب ميشود. نام ديگر آن الهي نامه است و در سال 525 پايان يافته است.
3. سيرالعباد الي المعاد: حدود هفتصد بيت است و در آن به طريق تمثيل از خلقت انسان و نفوس و عقلها و موضوعات اخلاق ديگر سخن رفته است.
4. طريق التحقيق: اين مثنوي به وزن و شيوه حديقه سروده شده كه در سال 528 پايان يافته است.
5. كارنامه بلخ: حدود پانصد بيت است و مبناي آن بر مزاح و مطايبه است و به همين جهت آن را مطايبه نامه هم گفتهاند.
6.مثنوي عشق نامه: كه حدود هزار بيت و پر از حقايق و معارف و مواعظ و حكم است.
7.مكاتيب سنايي: كه شامل نوشتهها و نامههايي به نثر ميباشد.
سنايي و ديگران: تأثير سنايي بر شاعران پس از خود درخور يادآوري است. خاقاني در قصايد و غزليات و نظم تحفةالعراقين به طريق سنايي رفته و به حديقه توجه داشته، عطار غزل سرايي عرفاني را به طرز سنايي به كمال رسانيده و در منطقالطير به حديقه سنايي نظر داشته و مولانا جلال الدين در پرداختن غزليات ديوان شمس از پي سنايي و عطار رفته است و مثنوي و معنوي را به شيوه الهي نامه (حديقه) به نظم درآورده است.
سنايي در قصايد به زهد و حكمت و مضامين اخلاقي روي آورد و در غزل به جاي مضمونهاي عاشقانه به معاني عرفاني پرداخت و با اين كار، شعر فارسي را به تحولي بزرگ رهنمون ساخت و سرودن اشعار زهد آميز و پند آموز در ميان بسياري از شاعران معمول گرديد و قالب غزل هم گسترش پيدا كرد و بر ديگر قالبهاي شعري از جمله قصيده، برتري يافت.
«نمونه شعري» مناجات
ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكي و خـدايـي
نروم جز به همان ره كه توام راه نمـايي
همهدرگاه تو جويم، همه از فضلتو بويم
همه توحيد تو گويم كه به توحيد سزايي
بري از رنج و گدازي، بري از درد و نيازي
بري از بيم واميدي،بري از چون و چرايي
نتوان وصف تو گفتنكه تو در وصفنگنجي
نتوان شبه تو گفتن كه تو در وهم نيايي
همهغيبيتو بدانيهمهعيبي تو بپوش
همهبيشي تو بكاهي همه كميتو فزايي
لب و دندان سنـايي همه توحيد تو گويد
مگر از آتش دورخ بـودش روي رهــايـي
خودآزمايي درس پانزدهم
1) سنايي در قصايد و غزليات، بيشتر متوجه چه مضاميني است؟
در قصايد به زهد و حكمت و مضامين اخلاقي توجه دارد و در غزل به مضمونهاي عرفاني و الهامات ناشي از عشق واقعي به مبدأ هستي توجه دارد.
2) چرا برخي تصور كردهاند، سنايي گرايش شيعي دارد؟
زيرا در پارهاي از قطعات او، چنان شيفته و دلباخته اهل بيت و فضايل ائمه دين است. كه همين امر سبب شده است كه برخي وي را در زمره شاعران و مؤلفان شيعه قلمداد كنند.
3) در شعر عصر مولوي، پيشگامي از آن كيست؟
سنايي
4) رباعي يا ترانه بيشتر چه كاربردي دارد؟
مخصوص انديشههاي كوتاه و عميق و تأملات فلسفي است و معمولاً در آن تكيه يا اصل معنا در مصراع چهام است.
5) پايه اصلي انديشههاي خيامي، تأمل در چيست؟
تأمل در فلسفه است كه پايه اصلي آن بر شك و حيرت است.
درس شانزدهم
خاقاني شاعر دير آشنا
تولد خاقاني در شروان بود و پدرش پيشه دوردگري (نجاري) داشت و مادرش كنيزكي عيسوي مذهب بود كه بعدها اسلام آورد. وجود چنين پدر و مادر گمنامي، نميتوانست براي شاعر آوازه جوي شروان، نام آوازه شمرده شود. به همين جهت خاقاني به آموختن روي آورد و در فراگيري دانشهاي روزگار خود به فارسي و عربي كوشش درخور نشان داد. ابتدا نزد عمو و پسر عموي خود انواع علوم ادبي را فراگرفت سپس از خدمت ابوالعلايي گنجوي، شاعر بزرگ آن روزگار، فنون شاعري را آموخت. او در آغاز «حقايقي» تخلص ميكرد، پس از رسيدن به خدمت خاقان منوچهر، پادشاه شروان، تخلص خاقاني را برخود نهاد.
روح ناآرام خاقاني بودن در شروان را بر شناخت و قصد سفر كرد. ابتدا به ري و بعد به قصر سفر به حج بار بست و در وصف مكه و مدينه چكامههاي بلند و پر مغزي سرود و در ادامه همين سفر بود كه سر راه كاخ فرو پاشيده مداين را ديد و قصيده پر درد و عبرتانگيز خود را در وصف آن بناي تاريخي و پر سابقه سرود1. حاصل اين سفر زيارتي – سياحتي براي خافاني منظومه معروف تحفةالعراقين است كه شايد بتوان آن را به حبس خاقاني كشيد كه حدود يك سال طول كشيد و در ايام وي چندين چكامه صميمانه و شيوا سرود كه در زمري گويا ترين حبسيات زبان فارسي است.
او در سال 571 فرزندش، رشيدالدين را كه كم از ببيست سال داشت، از دست داد و در سوگ او چندين چكامه مؤثر به قلم درآورد. بعد از اين مصيبت، خاقاني در گوشهاي واپسين سالهاي عمر خود را در تبريز گذراند و به سال 595 در آن شهر درگذشت قبر او در مقرةالشعراي تبريز زيارتگاه ادبيان و صاحب دلان است.
آثار خافاني: از خاقاني علاوه بر ديوان قصايد و غزليات و تحفةالعراقين، مجموعهاي به نثر به نام منشأت در دست است.
فكر و شعر خاقاني: در اشعار و چكامههاي پر درد و داغ خاقاني او را مردي نازك دل و زود رنج مييابيم. در پارهاي از اشعار به ويژه در غزليات چاشني زهد و عرفان ديده ميشود. اما تصوف او متوسط است.
ديوان او در شكل و شعرش دشوار و ديرياب است. او در توصيف آسمان و شب و به ويژه صبح و طلوع آفتاب دستي توانا دارد. وصف كعبه و وصف بيابانها و سختيهاي ميان راه حالات عاطفي خاص آدمي، يگانه است.
شيوه خاص او، بر پيچاندن معاني آشنا و آفريدن تركيبات و تعببرات تاره استوار است. تشبيهات و استعارات خاقاني مثل تعبيراتش غريب است و فهم آنها دقت و دانش افزونتري ميطلبد.
« نمونه شعري» در سوگ فرزندش رشيدالدين، خوناب جگر:
صبحگاهي سر خوناب جگر بگشاييــد
ژالـه صبحــدم از نرگس تـر بگشاييد
دانـه دانــه گهـر اشـك ببـاريد چنانـك
گره رشتــه تسبيـح ز ســر بگشاييـد
بــه وفـاي دل مـن نـاله بـرآريـد چنانك
چنبـر ايـن فلك شعـوذه گـر بگشاييـد
به جهان پشت مبنريد به يك صَدمت آه
مهره پشت جهان، يك ز دگر بگشاييد
نظامي، فرمانرواي قلمرو داستان سرايي
داستان سرايي كه با ويس ورامين فخرالدين اسعد گرگاني در سده پنجم هجري آغاز شده بود، در منظومههاي پر آوازه جمالالدين ابومحمد الياس بن يوسف معروف به نظامي گنجوي، به اوج خود رسد. بسياري از شاعران به تقليد از نظامي به سرودن داستانهايي همانند منظومههاي او روي آوردند.
آثار نظامي: مهمترين اثر او پنج دفتر شعر اوست در پنج وزن گوناگون كه به «پنج گنج» يا «خمسه» مشهور شده و تدوين و نظم آنها نزديك به سي سال طول كشيد.
1- نخستين منظومه پنج گنج نظامي مخزن الاسرار است، در بيست مقاله، راجع به زهد و حكمت و عرفان. منظومهاي است اندرزي و اخلاقي كه به پيروي از حديقةالحقيقه سنايي گفته شده و 2260 بيت دارد و در سال 570 هجري سروده شده است.
2- دومين مثنوي نظامي، خسرو و شيرين نام دارد كه به سال 576 در 6500 بيت گفته شده و موضوع آن داستان دلدادگي خسرو، شاهزاده ايراني است با شيرين.
3- داستان ليلي و مجنون، سومين منظومه پنج گنج نظامي است كه در سال 584 تمام شده و موضوع آن ماجراي دل باختگي قيس از قبيله بني عامر ـ معروف به مجنون است بر دخترك همسال او ليلي كه به ناخواه به عقد مردي به نام ابن سلام درميآيد.
4- چهارمين داستان پنج گنج هفت پيكر يا هفت گنبد نام دارد كه گاهي بهرام نامه نيز خوانده شده و 5136 بيت دارد كه به سال 593 پرداخته شده است.
5- واپسين مثنوي از مجمموعه خمسه، اسكندرنامه است كه خود به دو بخش شرف نامه و اقبال نامه تقسيم ميشود. موضوع آن سرگذشت اسكندر و كارهاي اوست كه مجموعاً 10500 بيت دارد و آخرين تجديد نظر را نظامي به سال599 در اين كتاب كرده است. علاوه بر پنج گنج، نظامي سردوههاي ديگري شامل قصيده و غزل و قطعه دارد.
شعر و انديشه نظامي: تأثير شيوه نظامي بر شعر فارسي انكار ناپذير است. اهميت كار نظامي توجه به مضمونهاي اخلاقي و اندرزي ـ به خصوص در مثنوي مخزن الاسرار كه تكيه گاه تازهاي براي شعر فارسي ايجاد كرد.
طرز شاعري نظامي، به استواري لفظ و دقت معني و موسيقي ممتاز كلام آراسته است. با آن كه نظامي در مخزن الاسرار به حديقه و در نظم ساير داستانها ـ جز ليلي و مجنون ـ به شاهنامه نظر داشته اما به دليل نوآوريهايي كه در قلمرو تركيب و معني و ساختار داستاني دارد، هرگز نميتوان او را وامدار شاعران پيشين دانست. او در سال 608 هـ.ق زندگي را بدرود گفت و در شهر گنجه به خاك سپرده شد.
«نمونه شعري از مخرن الاسرار» در دبستاني و درمان دهي:
عمــر بـه خشنـودي دلها گـذار
تـا ز تـو خشنود شـــود كـردگـار
درد ستــاني كـن و درمـان دهي
تـات رسـاننـد بــه فـرمـانـدهـي
گرم شو از مهر و ز كين سردباش
چون مه و خورشيد جوان مرد باش
هـر كـه بـه نيكي عمل آغـاز كـرد
نيــكـي او روي بـــدو بــاز كـــرد
گنبــد گــردنـده ز روي قيــاس
هست به نيكي و بديخودشناس
خوآزمايي درس شانزدهم
1) چرا خاقاني را «شاعر صبح» ناميده اند؟
چون در توصيف جلوههاي طبيعت، به صبح و طلوع آفتاب علاقه بيشتري دارد، به گونهاي كه كمتر قصيده يا قطعه يا غزلي است كه با اشاره به صبح و توصيف آن آغاز نشده باشد.
مثال:
آمد نفس صبح و پيامت نرسانيد بوي تو نياورد و پيامت نرسانيد
2) خاقاني در سبك بيان، بيشتر متأثر از كيست؟
سنايي
3) خاقاني و مسعودسعد، در كدام نوع ادبي سرودههاي مشابه دارند؟
حبسيات
4) پنج گنج نظامي در چه قالبي سروده شده؟
در قالب مثنوي اما در پنج وزن گوناگون سروده شده.
5) چه تفاوت عمدهاي در كار نظامي هست كه وي را از ديگر معاصران ممتاز ميكند؟
نظامي براي خود سبك و روشي جداگانه دارد و با توجه به مضمونهاي اخلاقي و اندرزي تكيه گاه تازهاي براي شعر فارسي ايجاد كرد و همچنين كلام او به استواري لفظ و دقت معني و موسيقي ممتار آراسته است، مجموعه اين عوامل وي را از ديگر معاصران ممتاز ميكند.
6) چه كساني از نظامي تقليد كرده اند؟ كدام يك موفق بودهاند؟
بسياري از شاعران به سرودن داستانهايي همانند منظومههاي نظامي روي آوردند و بازار تقليد از نظامي روبه گرمي نهاد مانند: خواجوي كرماني، امير خسرو دهلوي، جامي و .... كه از اين ميان « خمسه امير خسرو دهلوي » تقريباً موفقترين آنها به شمار ميآيد



