موسيقي

فهرست مقاله
موسيقي
« موسيقي ترکي »
« موسيقي لرستان »
همه مقالات

موسيقي هاي محلي ايران

 

« موسيقي تربت جام »

فرهنگ،سنت و موسيقي منطقه ی تربت جام و منطقه هرات در افغانستان بسيار به هم نزديک اند. زبان مردم تربت جام « پايين جام » و هرات، هر دو، نيز فارسي دري است ؛ اما گويش مردم « بالا جام » با فارسي دري متفاوت است. آوازهاي منطقه تربت جام را مي توان به دو گروه اصلي تقسيم کرد: گروهي که متر آزاد دارند و گروهي که داراي متر مشخص هستند. موسيقي سازي تربت جام با دو تار و نيز سورنا اجرا مي شود، ( دوسازه در منطقه تربت جام رايج نيست).

قطعه هايي که با دو تار تنها ( بي آواز ) اجرا مي شوند، بيشتر همان آوازهاي رايج در منطقه اند که با دو تار تنها به اجرا در مي آيند، مانند: جمشيدي، هزارگي، سرحدي، الله مدد و ... اما تعدادي از قطعه ها که با دو تار تنها نواخته مي شوند، قطعه هاي مستقلي هستند که در موسيقي آوازي نمونه اي ندارند. آوازهاي منطقه جام که داراي متر آزاد هستند عبارت اند از : جمشيدي ، سرحدي ، کوچه باغي، هزارگي و ... ( جمشيدي و هزارگي نام دو ايل در منطقه جام هستند ) که در اين ميان آوازهای جمشيدي و سرحدي رواج و عموميت بيشتري دارند. آواز جمشيدي بر اساس شعر دوبيتي است. نحوه تلفيق شعر و موسيقي در آواز جمشيدي داراي تقارن و به صورت هر بيت در يک پريود ( هر يک از دو مصرع اول دو بيتي در يک جمله و هر يک از دو مصرع دوم در يک جزء ملودي ) می باشد. بيت ها معمولا" به وسيله قسمت رابط دوتار از هم مجزا مي شوند که معمولا" تغييري از همان پريود آوازي است.

تعداد قابل توجهي از آوازهاي منطقه تربت جام، گونه هاي مختلفي از يک نمونه اصلي( انتزاعي ) هستند. اين آوازها شامل جمشيدي، سرحدي، کوچه باغي و هزارگي است.

دوتار، مهم ترين و رايج ترين ساز منطقه تربت جام است. يکي از سيم هاي اين ساز وظيفه ی اجراي نغمه و ديگري وظيفه ی اجرا واخوان را بر عهده دارد. با گذشت زمان، تعداد پرده هاي دوتار دستخوش تغيير شده است.

غلام علي پور عطايي معتقد است که دو تار در قديم دارای چهارده پرده بوده است و بر اثر برخي مشکلات اجرايي وضع نوازندگان، روزگاري پرده هاي دوتار به 8- 9 پرده کاهش يافت؛ اما دوتارهاي متداول امروز معمولا" داراي چهارده پرده هستند.

 

« موسيقي شمال خراسان »

شمال خراسان، سرزميني که شهرهاي بجنورد،اسفراين، دره گز، قوچان و شيروان را در خود جاي داده است،از جمله مناطقي است که موسيقي آن از گوناگوني و نوع قابل توجهي برخوردار است. موسيقي کردي شمال خراسان را «موسيقي کرمانجي» مي نامند. کرمانج شمالي شامل کردهاي خراسان، آذربايجان غربي، ترکيه، شمال عراق و سوريه است؛ و کرمانج جنوبي را کردهاي جنوب درياچه اروميه، مهاباد، کردستان، کرمانشاهان و سليمانيه عراق تشکيل مي دهند. اين دو تيره از نظر گويش با هم متفاوت اند. تفاوت ميان کرمانج شمالي و جنوبي در عرصه موسيقي نيز مشهود است. براي مثال مي توان به آهنگ « لو » اشاره کرد که از اصيل ترين و باستاني ترين نغمه هاي ايراني است و وجه تمايز کرمانج شمالي و جنوبي نيز هست؛ بدين معني که کسي که بتواند « لو » بخواند، از کرمانج شمالي است. امروزه موسيقي کرمانج شمالي همچنين در جمهوري ترکمنستان و در سرزميني که روزگاري به خوارزم معروف بود و تا قبل از قرارداد 1299 بخشي از ايران زمين محسوب مي شد، نيز وجود دارد. ( در دوران صفويه، شاهان اين سلسله بخشي از کردها را در خوارزم مستقر نمودند. )

شعر کردي اغلب به صورت هجايي است که تعداد هجاها مي تواند از 8 تا 16 باشد. ترانه هاي عاشقانه بيشتر در قالب هاي 8 هجايي است. آهنگ « لو » اغلب در برگيرنده قالب هاي 11 تا 16 هجايي است.


نوازندگان شمال خراسان را مي توان به سه گروه اصلي تقسيم کرد که عبارت اند از:


عاشق ها، بخشي ها و لوطي ها.

به اين سه گروه مي توان دو دسته ديگر را نيز افزود که عبارتند از:

ني نوازان و لولو چي ها.

 

« موسيقي بلوچستان »

در سال 1736 م . نادر شاه افشار در بازگشت از فتح هندوستان و توقف در ناحيه اي که «مکران» ناميده مي شد؛بدين علت که مسکن قوم بلوچ بود، آن را «بلوچستان » ناميد.

در متن هاي تاريخي و جغرافيايي اسلامي، از طايفه هاي بلوچ بسيار نام برده شده است و آنچه از مطالعه اين گزارش- ها نتيجه مي شود آن است که ايشان در کناره هاي جنوبي درياي مازندران سکونت داشته اند و مقارن قرن چهارم هجري به بلوچستان کنوني کوچ کرده، يا کوچ داده شده اند. از قديم، در اين خطه، مرزنشينان دلير و سلحشوري مي زيسته اند که در برابر توطئه هاي دشمنان داخلي و خارجي رشادت ها و مقاومت هاي زيادي از خود نشان داده اند. از سوي ديگر اين ديار مهد دانشمندان و سخن سرايان نامداري چون ملا نور محمد بمپشتي ، شيخ محمد درفشان ، ملا بهرام راسکي و... و نيز هنرمندان بزرگي چون فيض محمد بلوچ قصر قندي، ملا موسي راسکي و ... بوده است. در بلوچستان موسيقي بخش جدايي ناپذير زندگي مردم بلوچ است: از تولد تا مرگ، از اندوه تا شادي و درمان کننده بيماري هاي جسمي و رواني و ...

نفوذ و تأثير متقابل فرهنگ هاي بلوچي و هندي باعث شده است که طي چند قرن اخير موسيقي بلوچي از تأثيرات موسيقي هندي دور نماند. علت اين تأثير پذيري را شايد بتوان در انزوا و دور افتادگي بلوچستان، فقدان راه هاي ارتباطي ... و نيز عدم توجه دولت مرکزي به اين نقطه و مجاورت آن با پاکستان جست و جو کرد. طي ساليان دراز، مرکز بلوچستان بيش از اینکه زير نفوذ فرهنگي ايران قرار داشته باشد، با جلوه هاي مادي و معنوي فرهنگي هند و پاکستان روبرو بوده است.

همچنين با توجه به کوچ هاي مداوم قوم بلوچ و اسکان در مناطق به غايت متفاوت در طول تاريخ، موسيقي بلوچي از تأثيرات فرهنگي مناطق مختلف دور نمانده است. با وجود اين، مردم بلوچ توانسته اند بخش مهمي از فرهنگ اصيل و پوياي خود را کماکان حفظ کنند.

موسيقي بلوچي در انواع مختلف وجود دارد که هر کدام به بخشي از زندگي مردم بلوچ مربوط مي شود؛

اين انواع را مي توان به صورت زير برشمرد:

سپست ( صفت )، وزبت، شپتاگي، لاروششگاني، ليلو، سوت، نازينک، لارو، هالو، شئر، موتک، امبا، آوازهاي گواتي، آوازهاي مالد، موسيقي هاي رقص، آواز کردي و نيز ذهيروک و ليکو که شايد بنيادي ترين آواز منطقه بلوچستان باشند. ( ذهيروک مربوط به منطقه مکران و ليکو مربوط به مناطق سرحدي می باشد.)

 



یکشنبه, 29 اردیبهشت 1392