زندگينامه شعرا - نشاط اصفهاني

فهرست مقاله
زندگينامه شعرا
نشاط اصفهاني
همه مقالات

 

 

 

 

 

 

 

نشاط اصفهاني

يكي از غزل سرايان مشهور عهد قاجاريه بود در غزلهاي خود بيشتر از حافظ پيروي كرده .نام او عبدالوهاب و تخلصش نشاط بود در سال 1175 در اصفهان متولد شد ، در چهل سالگي به تهران آمد و سرپرست ديوان رسايل فتحعليشاه شد در سال 1244 در سن 74 سالگي چشم از جهان فرو بست .

 

كـو را نــظري به يـــار ما نيست

 

آگاه كسي ز كـــار مـــا نيست

رسمي است ، كه در ديار ما نيست

 

خود بيني و خويـــشتن پرستي

يــك روز ، بـــه اختيار ما نيست

 

مائيم و دلـي خراب و آن نـــيز

 

سلمان ساوجي

حدود سال 700 هـ .ق در شهر ساوه متولد شد و بعدها با پدر خود به بغداد مهاجرت كرد ، در دربار ايلخانان راه يافت و در آن شهر مقيم شد . حدود سال 778 قمري دار فاني را بدرود گفت .
حافظ در دو مصراع نام سلمان را آورده است و به شهرت او اشاره كرده است ؛

 

كه شعر حافظ شيراز ، به ز شعر ظهير)

 

(چه جاي گفته خاجو و شعر سلمان است

گاهي ز دل بـود گلــه ، گاهـي ز دیده ام

 

من هر چه ديده ام ، ز دل و ديده ديــده ام

از دل نــــديده ام ، همــه از ديده ديده ام

 

من هر چه ديده ام ز دل و ديــده تا كنــون

اشك است ، كش به خون جگر پروريده ام

 

اول كسي كه ريخت بــه خاك آبـروي من

مسلمان قبول كن كه مــن از جان شنيده ام

 

گويند بوي زلف تـــو جــان تازه مي كند

 

 

وصال شيرازي

«محمد شفيع » ملقب به « ميرزا كوچك » در سال 1197 هجري در شيراز ديده به جهان گشود دو سال بعد پدرش وفات يافت و او تحت سرپرستي دايي خود تربيت شد و به تحصيل و علوم و فنون متداول پرداخت . محمد شفيع شاعري را از جواني آغاز كرد و كلمه « وصال » را به عنوان تخاص خويش برگزيد او پس از سالها كسب علم به وادي فقر و فنا روي آورد و طريقه عرفان برگزيد . صال در موسيقي و شعر و حسن خط استاد بود در سخنوري نيز شهرت فراوان داشت از تاليفات وي ، ديوان غزيات و قصايد و دنباله مثنوي شيرين و فرهاد وحشي بافقي ( كه نا تمام مانده بود ) را نام برد .
وصال در اواخر عمر به علت كثرت اشتغال در فن خطاطي نا بينا شد و سر انجام در سال 1262 قمري ديده از جهان فرو بست و در شاهچراغ شيراز مدفون گشت .

 

دل شيدايي :

 

كاشنايي نبــــود عشق و شكيبايي را

 

منع افغــــــــان نـتوان ايـــن دل شيدايـــي را

گر چه حدي نبـود خوبي و زيبايي را

 

حــــــسن در عهد جمــــالت به كمـال انجامد

هسته از آب بـود مردم دريايــــي را

 

ديده بي نور شد از اشك شب و روز ، كه گفت ؟

ور نه از سر بنه ايــن مايه رسوايي را

 

عشق جويي ؟ ببر از دل هوس خويش«وصال»

 

 

امير خسرو دهلوي

از شاعران فارسي گوي هندوستان است . در زمان حمله مغول خاندان وي از بلخ به هند عزيمت كردند و خسرو در سال 651 هجري در دهلي ديده به جهان گشود . امير خسرو از تشويق و تربيت پنج تن از سلاطين هند برخوردار شد كه اولين آنها « معزالدين كيقباد » و آخرينشان « سلطان محمد ابن تغلق » بود بعضي وي را بزرگترين شاعر فارسي زبان هند دانسته اند از جمله آثار وي ديوان غزليات و قصايد اوست ، جمعا حدود صد هزار بيت از اشعار او در دست مي باشد . در زمينه موسيقي نيز از مشاهير زمان خود بود . امير خسرو سر انجام پس از هفتاد و پنج سال زندگي در سال 725 هجري در دهلي وفات يافت .

دعا :

 

بيگانگي مكن ، كه شدي آشناي من

 

اي بوده در قفاي تو دائم دعـــاي من

من از براي دردم و درد از براي من

 

تو از براي عشقي و عشق از براي تو

 

هنوز :

دردهـا دادي و درماني هنـوز

 

دل ز تن بردي و در جاني هنوز

 

همچنان در سينه پنهاني هنوز

 

آشــــكارا سـينه ام بشكـــافتي

 

 



یکشنبه, 29 اردیبهشت 1392