| فهرست مقاله |
|---|
| تاريخ |
| دروس سوم و چهارم |
| دروس پنجم و ششم |
| دروس هفتم و هشتم |
| دروس نهم و دهم |
| دروس يازدهم و دوازدهم |
| دروس سيزدهم و چهاردهم |
| همه مقالات |
تاريخ
درس يکم
عربستان در آستانه ظهور اسلام

عربستان در آستانه ظهور اسلام
عربستان سرزميني است که از اطراف به سرزمينهاي ايران , حبشه و مصر و همچنين اقيانوس هند محدود ميشود . و در غرب اين سرزمين تاريخي , شهرهاي مهم آن يعني مکه و يثرب( يا مدينه کنوني )قرار دارد .
زندگي مردم عربستان
عربهاي ساکن سرزمين عربستان به صورت قبيله اي زندگي مي کردند که از جمله مهمترين اين قبايل مي توانيم از قبيله قريش نام ببريم . عربها در شهرها و يا در صحرا سکني مي گزيدند و در شهرها بيشتر به تجارت و کارهاي مربوط به آن مي پرداختند . تجار عرب کالاهاي خود را از هند به يمن آورده و سپس به شام مي بردند و مي فروختند . از جمله شهرهاي مهم که در مسير کاروانهاي تجارتي قرار داشت مکه و يثرب بود که همراه با شهر طائف در ناحيه حجاز عربستان واقع شده بودند .
عقايد و اخلاق مردم عربستان در عصر جاهليت
عقايد مردم عربستان , پيش از ظهور اسلام , عقايد متفاوتي بود و مردم به دسته هاي مختلف از جمله يهودي , مسيحي , زرتشتي تقسيم ميشوند , و تعداد کي از آنها نيز پيرو مذهب حضرت ابراهيم بودند که از قرنها پيش به آن سرزمين آمده بودند . اما بيشتر مردم , بت پرستي را پيشه کرده و با پرستش اشکال مختلف سنگ و چوب , کعبه يا خانه خدا را به بت خانه تبديل کرده بودند . اعراب پيش از ظهور اسلام بدليل انتساب به صفات زشتي چون سنگدلي , بيرحمي , جنگ و خونريزي بي دليل به اعراب جاهلي نيز معروفند . و به د ليل وجود خرافات در افکار و اعتقادات از جمله زنده به گورکردن دختران و شرک و بت پرستي , اين دوره از تاريخ عربستان را عصر جاهليت ناميده اند .
تولد حضرت محمد , آخرين پيامبر الهي :
حضرت محمد (ص) در سالي به نام عام الفيل (يکي از سالهاي معروف پيش از اسلام) به دنيا آمد . در اين سال ابرهه حاکم يمن به قصد ويران سازي خانه خدا با سپاهي عظيم به سوي کعبه حرکت کرد که به فرمان حق, تمامي سپاه فيل سوار او نابود شدند. اين سال به عامل الفيل معروف است . پيامبر اسلام , در شش سالگي , مادرش را از دست داد و دو سال بعد , عبدالمطلب ( پدر بزرگش ) نيز وفات يافت و سرپرستي او بر عهده ابوطالب (عموي پيامبر ) گذاشته شد .
جواني حضرت محمد ( ص) :
حضرت محمد ( ص) جواني خود را در مکه گذراند و به دليل نيک نامي , امانتداري , رسيدگي به افراد ضعيف و درمانده به محمد امين معروف بود و در سن بيست سالگي به اتفاق جوانان مکه , پيماني براي کمک به ستم ديدگان بست . حضرت محمد در سن بيست و پنج سالگي , پس از آشنايي با زن محترم و پاک دامن به نام خديجه , با سرمايه او و به منظور تجارت به شام رفت.امانتداري حضرت محمد (ص) و پاکدامني خديجه , زمينه ازدواج آن دو را فراهم آورد و حضرت فاطمه زهرا (س) ثمره اين ازدواج فرخنده و مبارک بود .
بعثت حضرت محمد ( ص ) به پيامبري :
حضرت محمد ( ص ) يک ماه از سال را جهت عبادت به غار حرا رفت و از طرف خداوند به پيامبري مبعوث گرديد . و در آن هنگام چهل سال داشت . او مامور شد تا مردم جهان را به پرستش خداي يکتا , دست برداشتن از بت پرستي , ايمان به روز رستاخيز و قبول پيامبري دعوت کند . حضرت علي و خديجه (پسر عمو و همسر پيامبر ) پيش از همه به او ايمان آوردند .
|
عام الفيل |
تولد پيامبر گرامي اسلام ( ص ) |
|
6 سالگي |
وفات مادر پيامبر (ص) - سرپرستي عبدالمطلب |
|
|
وفات عبدالمطلب - سرپرستي ابوطالب |
|
20 سالگي |
شرکت در پيمان حمايت از ستمديدگان |
|
25 سالگي |
ازدواج با حضرت خديجه ( ص ) |
|
40 سالگي |
بعثت |
سئوالات درس يکم
1- چرا حضرت محمد ( ص ) به غار حرا ميرفت ؟
جهت تفکر و عبادت
2- پيامبر ( ص ) مردم را به چه چيزههايي دعوت مي کرد ؟
پرستش خداي يکتا و دست برداشتن از بت پرستي , ايمان به روز رستاخيز و قبول پيامبري خدا
2- چرا دوره پيش از اسلام را (( عصر جاهليت )) ناميده اند ؟
به دليل شرک و بت پرستي و عقايد باطل و خرافي و رفتارهاي زشت و غير انساني اعراب , دوره پيش از اسلام عصر جاهليت ناميده شد .
3- با مراجعه به قرآن (( ماجراي عام الفيل )) را در چند سطر توضيح دهيد ؟
در قرآن مجيد و سوره فيل آمده است که خداوند فرمان داد تا پرندگان ابابيل با سنگ هاي سجيل (دوزخي) سپاه عظيم ابرهه را نابود سازند و کيد و مکر ايشان را جهت خرابي و ويراني خانه خدا به ايشان باز گردانيد و نعششان را چون علفي زير دندان خرد گردانيد.
درس دوم
پيامبر ( ص ) در مکه
شروع دعوت آشکار :
پيامبر اسلام پس از مبعوث شدن مردم را به مدت سه سال پنهاني به اسلام دعوت کرد و پس از آن از طرف خداوند ماموريت يافت تا آشکارا همه را به پرستش خدا دعوت کند و پيش از همه اقوام و خويشانش را به ترک بت پرستي بخواند .او اقوام خود را در يک جا جمع کرد و آنان را به دوري از شرک و بت پرستي و اطاعت از فرمان خداوند دعوت کرد و فرمود:
هر کس نخست ايمان بياورد برادر و جانشين من خواهد بود . و از آن جمع تنها علي ايمان قلبي خود را آشکار کرد و از طرف پيامبر به عنوان جانشين وي انتخاب شد. پس از اين واقعه پيامبر به تبليغ دين اسلام پرداخت و بر تعداد مسلمين افزوده شد .
شروع آزار مسلمانان بوسيله مشرکان :
پيشرفت اسلام باعث وحشت اعراب ربا خوار و برده دار شده بود , آنان مي دانستند که با گسترش اين دين که مخالف ظلم و ستم است برده اي چون بلال حبشي با ديگران تفاوتي ندارد . مشرکان پس از آنکه دانستند وعده ها و ترفند ها بر پيامبر اسلام تاثيري ندارد و او را از دعوت مردم با ز نمي دارد , به آزار و شکنجه مسلمانان پرداختند .
رسول خدا و مسلمانان , عليرغم اين شکنجه ها , با صبر و بردباري به تبليغ دين اسلام پرداختند پيامبر اسلام با تلاوت آيات قران , تعاليم اسلام و احکام الهي را به آنان عرضه ميداشت . و با وجود اين تلاشهاي خستگي ناپذير , تعداد مسلمانان روز به روز افزايش مي يافت .
هجرت گروهي از مسلمانان به حبشه
در زمان گسترش دين اسلام , سه تن به نامهاي ابوجهل , ابولهب و ابوسفيان از بزرگترين و مهمترين دشمنان دين به حساب مي آمدند . به دليل افزايش آزار و اذيت از سوي مشرکان , پيامبر به تعدادي از مسلمانان فرمان دادند تا مکه را به سمت و مقصد حبشه ترک نمايند و اين گروه به سرپرستي جعفر ابن ابيطالب به حبشه مهاجرت کردند. مشرکان مکه , فردي را به نام عمروعاص به سوي حبشه فرستادند تا با اهداي هداياي فراوان , پادشاه حبشه را به تحويل مسلمانان ترغيب کنند .
پادشاه حبشه که از پيروان دين حضرت عيسي به شمار مي آمد , دريافت که مسلمانان خداي يکتا را پرستيده و به پيامبران الهي اعتقاد دارند . او پس از آگاهي از نظر مسلمانان هداياي مشرکان را پس فرستاد و از مسلمانان خواست تا با امنيت و آرامش در حبشه زندگي کنند .
محاصره اقتصادي مسلمانان
مشرکان به دليل عدم بازگشت مسلمانان از حبشه , بسيار خشمگين شده و عهد نامه اي را تنظيم کردند و بر اساس اين عهد نامه پيامبر و بستگانش را تحريم اقتصادي نمودند. يعني علاوه بر قطع رابطه , نه چيزي از آنان بخرند و نه چيزي به آنان بفروشند .اين عهدنامه زماني شکسته مي شد که مسلمانان حاضر مي شدند تا پيامبر را به مشرکان تحويل دهند .
مسليمن پس از اطلاع از اين عهدنامه , به همراه ابوطالب و پيامبر , به مدت سه سال در دره اي نزديک شهر مکه , بنام شعب ابوطالب اقامت گزيدند . زندگي در شعب ابوطالب بقدري سخت و دشوار بود که حتي بعضي از مشرکان خود به اين سخت گيريها اعتراض ميکردند و با اذيت و آزار مسلمانان مخالفت مي نمودند . در طي اين سه سال , هزينه زندگي محاصره شدگان بر عهده ابوطالب و خديجه بود .
پس از مدتي حضرت محمد به ابوطالب اطلاع داد که موريانه عهد نامه را خورده و تنها نام پروردگار باقي مانده است . خبر خورده شدن عهد نامه به گوش مشرکان رسيد و پس از بررسي و اثبات سخن پيامبر , عهد نامه باطل اعلام شد و زمان محاصره مسلمانان (سال دهم بعثت ) به پايان رسيد و مسلمانان با صبر و پايداري در راه حفظ دين به پيروزي دست يافتند .
مهاجرت مسلمانان به يثرب
پس از پايان محاصره اقتصادي دو تن از ياوران حضرت پيامبر , ( ابوطالب و حضرت خديجه ) وفات يافتند و پس از اين واقعه آزار و اذيت مشرکان افزايش يافت .در سال يازدهم بعثت مردم يثرب پس از مسافرت به مکه و آشنايي با پيامبر ( ص ) , اسلام آوردند . مردم يثرب از دو قبيله اوس و خزرج بودند و پس از سالها اختلاف و درگيري تصميم گرفتند تا با قبول اسلام و اطاعت از پيامبر خدا درگيريهاي خود را کنار بگذارند.
در سالهاي بعد نيز , مردم يثرب پس از قبول اسلام با حضرت پيمان بستند تا او را ياري کنند و به همين دليل به آنان انصار يا (( ياري کنندگان )) گفته شد . مشرکان پس از آگاهي از طرفداران و پيروان دين اسلام در شهر يثرب , آزار و اذيت مسلمانان را افزايش دادند و تصميم به قتل رسول خدا گرفتند . به همين دليل پيامبر اجازه دادند تا مسلمانان براي حفظ دين و ايمان , اموال خود را رها کنند و به يثرب مهاجرت نمايند که به آنان مهاجرين يا ((هجرت کنندگان)) مي گويند .
پس از مهاجرت مسلمانان به يثرب , مشرکان در صدد بر آمدند تا شبانه پيامبر را به قتل برسانند و براي جلوگيري از اجراي نقشه آن , حضرت علي ( ع ) در بستر پيامبر خوابيد و پيامبر مخفيانه از مکه خارج شد.
|
سال 1 بعثت |
بعثت – شروع دعوت پنهاني |
|
سال 4 بعثت |
شروع دعوت آشکار – شروع اذيت و آزار مسلمانان |
|
سال 5 بعثت |
مهاجرت گروهي از مسلمانان به حبشه |
|
سال 7 تا 10 بعثت |
3 سال محاصره اقتصادي مسلمانان–وفات ابوطالب و خديجه |
|
سال 11 بعثت |
ديدار گروهي از مردم يثرب با پيامبر ( ص ) در موسم حج |
|
سال 12 و 13 بعثت |
آمدن گروههايي از مردم يثرب نزد پيامبر ( ص ) و پيمان بستن با آن حضرت |
|
سال 14 بعثت |
مهاجرت مسلمانان و پيامبر ( ص ) به يثرب |
سئوالات درس دوم
1- يک معجزه الهي را که در اين درس آمده است نام ببريد ؟
عهدنامه اي را که ميان مشرکان و بر عليه پيامبر بسته شد و توسط آنان مسلمانان مجبور شدند تا در شعب ابيطالب و به سختي و مشقت زندگي کنند . توسط موريانه خورده شد و تنها نام ( خداوند متعال) چيز ديگري از عهدنامه باقي نماند و به اين ترتيب دوران محاصره اقتصادي پيامبر به پايان رسيد.
2- چرا اشراف قريش از پيشرفت اسلام احساس خطر ميکردند ؟
چون که مي ديدند , اين دين الهي که مخالف ظلم و ستم است آمده و بر اساس تعاليم آن برده اي چون بلال حبشي با ساير مردم تفاوتي نخواهد داشت.
3- دو مورد از حوادثي را که حضرت علي (ع) در آنها نقش مهمي داشت توضيح دهيد؟
الف - در دوراني که پيامبر به فرمان حضرت حق , دعوت خود را آشکار نمودند تنها کسي که ايمان خود را پس از پيامبرآشکار نمود و دين اسلام را پذيرفت , حضرت علي بود و به عنوان جانشين پيامبر انتخاب شد .
ب - در زماني که مردم مسلمان به يثرب مهاجرت کردند مشرکان تصميم به قتل پيامبر گرفتند و جهت اجراي نقشه خود شبانه به منزل پيامبر حمله کردند و با تعجب علي را در بستر پيامبر يافتند و پيامبر با اين شجاعت حضرت علي نجات يافتند و به يثرب مهاجرت کردند
درس سوم
پيامبر ( ص ) در مدينه
مدينه , مرکز حکومت اسلامي :
حضرت پيامبر ( ص ) پس از هجرت از مکه به يثرب وتحمل روزهاي متوالي راه پيمايي سخت و طاقت فرسا , سرانجام به يثرب رسيد و مورد استقبال مسلمانان که از قبل آثار شرک و بت پرستي را نابود کرده بودند قرار گرفت و از آن پس اين شهر به مدينته النبي يا (( شهرپيامبر )) معروف شد .
پس مي توانيم ورود پيامبر به مدينه و سال هجرت پيامبر را از مکه به يثرب , آغاز تاسيس حکومت اسلامي و مبدا تاريخ اسلام بناميم . ايشان پس از ورود به مدينه ابتدا , مسجدي را بنا کرد که علاوه بر محل عبادت مسلمين , مرکز حکومت و تصميم گيري و اجتماع مسلمانان مدينه نيز به شمار مي رفت . ايشان سپس با يهوديان مکلف شدند تا اختلاف خود را کنار بگذارند و بر عليه کساني که قصد حمله به مدينه را داشتند متحد شوند .
اقدام مهم ديگر پيامبر در مدينه , ايجاد پيوند برادري ميان مسلمانان بود که بر پايه ايمان و اعتقاد بنا شده و اتحاد مسلمين را تقويت ميکرد.
غزوه بدر
با تاسيس حکومت اسلامي , مسلمانان توانسته بودند با اعتقاد پاک و ايمان استوار , جامعه اي را بسازند که نه تنها زير بار ظلم و زور مشرکان نمي رفت , بلکه با آنان مبارزه مي کرد . اما مشرکان مکه هچنان با اعمال زشت خود به مسلمانان ستم روا داشته و اموال مهاجران در شهر مکه را که به مدينه رفته بودند,تصاحب مي کردند .
در سال دوم هجرت ميان مسلمانان و مشرکان جنگ در گرفت , با اين توضيح که کاروان بازرگاني مشرکان از شام به مکه در حرکت بود و سپاهي از مشرکان از کاروان محافظت مي نمودند . پس از دوري کاروان مشرکان به فرماندهي پيامبر , ميان سپاه اسلام و مشرکان جنگ در گرفت. اين جنگ به دليل آنکه در اطراف چاههاي بدرروي داد و به دليل آنکه به فرماندهي شخص پيامبر صورت گرفت به غزوه بدر شهرت گرفت . ( جنگهايي را که پيامبر خود شخصا" در آن حضور داشت غزوه مي نامند ).
مسلمانان در اين جنگ عليرغم تصور مشرکان , با ايمان به خدا وند متعال , در پشت سر پيامبر , شجاعانه به مشرکان يورش مي بردند و به دليل همين هجوم شجاعانه و رشادت و دلاوري حمزه , عموي پيامبر و حضرت علي , مشرکان شکست خورند و بسياري از سران قريش و دشمنان معروف و ديرينه اسلام به دست حضرت علي ( ع ) , کشته شدند .پيروزي مسلمانان در غزوه ي بدر , آوازه ايشان و دين اسلام را در سراسر عربستان پراکنده ساخت و مشرکان را حراسان کرد
غزوه احد
پس از شکست مشرکان در غزوه ي احد , آنان تصميم گرفتند با سپاه سه هزار نفري و تجهيزات فراوان به مدينه حمله کنند . پيامبر ( ص ) مصلحت را در آن ديد که در داخل شهر مدينه با آنان بجنگد . اما جوانان خواهان رويا رويي با دشمنان در خارج شهر مدينه بودند . به همين هزار نفر از سپاهان رسول خدا به بيرون شهر مدينه رفتند.
اما 300 نفر به تحريک فردي به نام عبدالله بن ابي که به دليل مسلمان شدن مردم مدينه , از مقام رياست دور شده بود , به مدينه بازگشتند تا به قبول خودشان در داخل شهر مدينه با دشمنان بجنگند .
نتيجه اين جنگ که در منطقه اي بنام احد صورت گرفت , شکستن دندان پيامبر , شهادت حمزه (سيدالشهدا) عموي بزرگوار پيامبر و شکست مسلمين بود . در حقيقت آنان به طمع جمع غنائم و تصور شهادت پيامبر , مواضع تعيين را رها کرده و از پشت مورد حمله مشرکان قرار گرفتند و بدين ترتيب جنگ احد يا غزوه ي احد به نفع مشرکان به پايان رسيد.
غزوه خندق
در سال پنجم هجرت مشرکان به اتفاق يهوديان مخالف اسلام , سپاهي را فراهم کرده و تصميم گرفتند به مدينه حمله کنند . وقتي پيامبر (ص) از حمله آنان مطلع شد , با اصحاب به مشورت پرداخت و با پيشنهاد سلمان فارسي جهت حفر خندق در شمال مدينه موافقت نمود . سلمان فارسي ايراني بود و پس از آشنايي با اسلام در مدينه به جمع ياران رسول خدا پيوست . او ميدانست که دشمنان بدليل وجود کوهها و نخلهاي بسيار , تنها از شمال مدينه مي توانند به اين شهر حمله کنند . پس با اين پيشنهاد , ساير مسلمانان نيز به سرعت و با تحمل سختي و مشقت فراوان , خندقي را حفر کردند .
مشرکان با مشاهده خندقي به آن عظمت , چاره اي جز توقف در آن سوي خندق و محاصره مدينه نداشتند . اما پس از چند روز عده اي از جنگ جويان نامي قريش تصميم به حمله گرفتند که توسط حضرت علي کشته شدند و پس از کشته شدن پهلوان نامي آنها و يکي از يارانش , بقيه نيز پا به فرار گذاشتند و به آن سوي خندق رفتند . اما پس از چند روز مشرکان بدليل وزيدن بادي سخت و سرد و همچنين ايجاد اختلاف در ميان آنها , تصميم گرفتند تا به مکه باز گردند و دست از محاصره مدينه بردارند. به اين ترتيب مسلمانان با پايداري و هوشياري اين جنگ را به جنگ احزاب يا غزوه ي خندق معروف است .
صلح حدبييه و گسترش اسلام
پس از آنکه قدرت مسلمانان بر عرب آشکار شد مشرکان مکه با مسلمين صلح کرده و پيمان صلح حدبييه را منعقد نمودند . بر اساس اين پيمان مهم , مشرکان متعهد شدند تا ده سال با مسلمانان بجنگند به آنان اجازه زيارت خانه خدا را بدهندو مزاحم امنيت و آرامش ايشان نشوند.
با امضاي اين پيمان , پيامبر توانست آزادانه اسلام را تبليغ کرده و نامه هايي براي شاهان ايران , روم و مصر بنويسد و آنان را به اسلام دعوت کند.
فتح خيبر
پس از امضاي پيمان صلح و گسترش روز افزون دين اسلام , دشمنان بسيار خشمگين بودند از جمله يهوديان , با کارشکنيهاي خود , مشکلاتي را براي آنان بوجود مي آوردند.
به همين دليل رسول خدا در سال هفتم هجرت , به جنگ آنان رفت و قلعه هاي آنان را محاصره کرد . اين جنگ با دلاوري حضرت علي (ع) و فداکاري مسلمانان , به نفع ايشان پايان يافت .
و در همين زمان جعفر ابن ابيطالب و مسلماناني که به حبشه مهاجرت کرده بودند , به مدينه باز گشتند.
فتح مکه
پس از گذشت دو سال از پيمان حديبيه و پيمان شکني مشرکان , پيامبر اسلام با جمع آوري سپاه عظيم مسلمانان به طرف شهر مکه حرکت کرد .مشرکان که توان مقابله نداشتند , تسليم شده و از طرف پيامبر به آنان امان داده شد .
پس از هشت سال از زمان هجرت مسلمانان به مدينه , مکه توسط ايشان فتح گرديد و تمام بتهاي خانه کعبه توسط پيامبر و حضرت علي که بر دوش او نشسته بود , واژگون و ويران گرديد . و کعبه بار ديگر محل عبادت خداي يکتا شد.
در اين زمان ابوسفيان و خانواده اش اسلام آورده و پيامبر هم ايشان را عفو نمود. پس از فتح شهر مکه که بزرگترين و مهمترين شهر حجاز و مرکز ديني و تجاري اعراب محسوب ميشد آوازه مسلمانان به گوش همه مردم عربستان رسيد و طولي نکشيد که بيشتر مردم اين سرزمين مسلمان شدند.
آخرين سال هاي زندگي پيامبر
پيامبر گرامي اسلام در آخرين سالهاي عمر خود , پايه هاي اسلام را در عربستان و حتي در مرزهاي ايران و روم تقويت نمود و به تبليغ دين اسلام پرداخت.
و از همه مهمتر آنکه حضرت علي (ع) را در آخرين سفر خود که از سفر حج بازميگشت به جانشيني خود منصوب نمود.
او در مکاني به نام غدير خم که محل عبور بسياري از کاروانها بود , زائران خانه خدا را جمع کرده و حضرت علي را به عنوان جانشين خود معرفي نمود و خطاب به آنان فرمود :
(( هر کس که من مولاي او هستم , علي مولاي اوست )) و پس از اين واقعه , اين آيه از قرآن نازل شد که :
(( امروز دينتان را براي شما تکميل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و پسنديدم که دين شما اسلام باشد.))
وفات پيامبر اکرم (ص)
پيامبر اسلام در آخرين روزهاي خود , تلاش کرد تا لشکري را به فرماندهي اسامه به سوي مرزهاي (روم) روانه کند . عده اي از مهاجرين و انصار از اينکه پيامبر جواني نوزده ساله را براي فرماندهي برگزيده , ناراحت شده و به بهانه بيماري حضرت , از پيوستن به سپاه او خودداري ميکردند و نظر پيامبر را که مي فرمود , او شايسته فرماندهي است نمي پذيرفتند . پيامبر از اين پيش آمد ناراحت شده و آنان را سرزنش فرمودند . پيامبر در آخرين روزهاي عمر خود , هفت دينار اندوخته خود را ميان فقرا و بينوايان تقسيم کرد و با ذکر خدا و ياد او , در 28 صفر سال يازدهم هجرت رحلت فرمود .
به اين ترتيب , پيامبر بزرگوار اسلام از دنيا رفت و دو يادگار گرانبها يعني دين اسلام و خاندان عزيزش را به جا نهاد .او مردي بود که به فرمان خدا و براي تبليغ رسالت خويش 23 سال سخت ترين شکنجه ها را تحمل کرد.
پيامبر ( ص ) از نگاه حضرت علي
علي ( ع ) مي فرمايد : در اوقات سخت جنگ به رسول خدا پناه مي بريم . پيامبر عابد ترين مردم روزگار خود بود . روزها را روزه مي گرفت و شب ها عبادت مي کرد . در زندگي بسيار ساده بود . با نان جو و چند عدد خرما و يا حتي آب و نان , گرسنگي خود را بر طرف مي نمود و بر حصيري از ني و برگ درخت خرما مي خوابيد .
علاوه بر سادگي , رعايت نظافت و پاکيزگي را به دقت مي نمود و بر مسواک زدن و شستن بدن تاکيد مي فرمود . در شرم و حيا بي مانند بود . آرام و شمرده سخن مي گفت و زبانش را به دشنام نمي آلود . در رحم و عدالت بي مانند بود و در عين بخشش بزرگوارانه, در اجراي عدالت , درباره ي هيچ کس سستي و کوتاهي نمي کرد.
درباره ي زنان مکرر سفارش مي کرد و خود در کارهاي منزل به آنها کمک مي کرد . او پارسا ترين بندگان , شجاعترين فرماندهان, عادلترين حاکمان و دقيق ترين داوران و پدري با عطوفت , همسري مهربان , برادري دلسوز و غم خوار براي همه مومنان بود.
سال 1 هجرت استقرار اسلام در مدينه – پيوند برادري ميان مسلمانان – امضاء پيمان با يهود
سال 2 هجرت غزوه بدر - پيروزي چشمگير مسلمانان - گسترش آوازه ي اسلام در عربستان
سال 3 هجرت غزوه احد - نافرماني گروهي از سربازان – شهادت حمزه - عقب نشيني کفار
سال 5 هجرت غزوه خندق - اتحاد دشمنان اسلام - حفر خندق به پيشنهاد سلمان - جنگ حضرت علي ( ع ) با جنگجويان مشرک – پيروزي مسلمانان
سال 6 هجرت صلح حدبيه - گسترش هر چه بيشتر اسلام - دعوت پادشاهان کشورهاي مختلف از جمله ايران به اسلام
سال 7 هجرت فتح خيبر - سرکوب يهوديان پيمان شکن - بازگشت مهاجران از حبشه
سال 8 هجرت فتح مکه - پيمان شکني کفار - شکستن بتها در خانه خدا
سال 10 هجرت آخرين حج پيامبر ( ص ) - غدير خم
سال 11 هجرت وفات پيامبر ( ص )
سئوالات درس سوم
1- غزوه چيست ؟
به جنگهايي را که خود پيامبر شخصا در آن حضور مي يافت و در جنگ شرکت مي نمود , غزوه ميگويند.
2- علل شکست مشرکان را در غزوه خندق بيان کنيد ؟
مشرکان پس از مشاهده خندق بزرگ در شمال مدينه , مجبور شدند در پشت خندق بمانند و تنها به محاصره مدينه اقدام کنند . حتي چند تن از پهلوانان و جنگجويان نامي آنان از خندق عبور کرده و به جنگ با حضرت علي (ع) پرداختند که با کشته شدن آنان و وزيدن بادي سرد در ميان مشرکان و ايجاد اختلاف در ميان آنان , مسلمانان پيروز شدند و اين جنگ به شکست مشرکان انجاميد .
3- نخستين اقدام پيامبر (ص) پس از هجرت به مدينه چه بود ؟
بنا کردن مسجد که علاوه بر محل عبادت بندگان خدا , مرکز حکومت و تصميم گيري و اجتماع مسلمانان مدينه نيز به محسوب مي شد.
4- چرا مشرکان مکه جنگ احد را به راه انداختند ؟
به منظور جبران شکست جنگ بدر.
5- حوادث مهم سالهاي دوم تا هشتم هجري را به ترتيب بام ببريد ؟
غزوه ي بدر , غزوه ي احد , غزوه ي خندق , صلح حديبيه , فتح خيبر , فتح مکه
6- از تصميم پيامبر (ص) درباره تعيين اسامه به فرماندهي سپاه چه مي آموزيم ؟
مي آموزيم که لياقت و شايستگي افراد به سن آنها نيست . شايد فردي با سن زياد , شايستگي و توانايي رهبري و فرماندهي سپاه را نداشته باشد و بر عکس يک نفر با سن کم بتواند با کمک هوش و درايت , سپاهي را به خوبي رهبري کند .
7- در قرآن غزوه خندق چه ناميده شده است ؟ چرا ؟
جنگ احزاب , چون احزاب به معناي دشمنان ( يا حزبها يا گروههاي دشمن ) مي باشد و از آنجايي که مشرکان مکه از سراسر عربستان متحداني را با خود همراه کرده و يهوديان مخالف اسلام را نيز به جنگ ترغيب کرده بودند , به همين دليل اين غزوه علاوه بر خندق به احزاب نيز معروف است.
درس چهارم
تاريخ اسلام در مدينه ، پس از وفات پيامبر (ص)

خلافت ابوبکر
پس از رحلت حضرت پيامبر (ص) , در حاليکه ياران نزديک پيامبر به همراه حضرت علي (ع) مشغول تدفين آن حضرت بودند , گروهي از انصار واقعه غدير خم را ناديده گرفته و تصميم گرفتند شخصي را براي حکومت انتخاب کنند .
خبر اين اجتماع به گوش ابوبکر و عمر که از مهاجرين و اصحاب رسول خدا بودند رسيد آنان پس از حضور در محل , در مورد اينکه جانشين پيامبر حق مهاجرين است يا انصار به گفتگو پرداختند . سپس ابوبکر در مورد فضائل مهاجرين سخن گفت و پس از زنده شدن خاطره اختلافات گذشته در ميان انصار آنان نيز با حاضران جمع بيعت کردند . مسلمانان در اين زمان به دودسته تقسيم شدند . عده اي بيعت را پذيرفتند و عده اي که با توجه به دستور پيامبر در مورد جانشيني حضرت علي (ع) از پذيرفتن بيعت سر باز زدند. از جمله ابوذر و عمار ياسر که از نزديکترين ياران پيامبر بودند . اين گروه بعدها به شيعيان معروف شدند.
پس از به خلافت رسيدن ابوبکر , حضرت علي (ع) براي حفظ وحدت مسلمانان و با توجه به خطراتي که مسلمانان و اسلام را تهديد ميکرد در مقابل اين خلافت سکوت نمود .
خطرات آن دوره را مي توان به دو دسته تقسيم نمود : 1- پيدايش پيامبران دروغين 2- نا آرامي در مرزهاي ايران و روم ابوبکر براي مقابله با پيامبرن دروغين سپاهي را فرستاد و آنان را شکست داد .و سپس براي مقابه با خطر دوم , سپاه مسلمانان را به دو دسته تقسيم کرد:
1- گروهي را به مرزهاي ايران فرستاد که توانستند نواحي مرزي ايران را فتح کنند .
2- گروه ديگر را به مرزهاي روم فرستاد آنها توانستند قسمتي از سرزمين شام (سوريه) را تصرف کنند.
دوران خلافت ابوبکر دو سال طول کشيد.
خلافت عمر
عمر در آخرين روزهاي زندگي ابوبکر و توسط شخص او به خلافت منصوب شد و بلافاصله , قواي کمکي را براي ياري مسلمانان که در سرزمينهاي ايران و روم در حال جنگ بودند فرستاد و برايشان فرماندهان جديد را تعيين کرد .
شکست روميان و تصرف شام , سپاهيان در مرز روم , پس از جنگهاي سخت آنان را شکست دادند و سراسر شام را به تصرف در آوردند . و معاويه پس از چندي توسط ابوبکر حاکم شام شد .
سرزمين شام از پايگاههاي مهم روميان بود و مسلمانان , پس از شام لبنان و فلسطين را نيز فتح کردند و سپس راه براي فتح مصر که زير سلطه روميان بود , هموار شد .
شکست ساسانيان و فتح ايران , در اوايل خلافت عمر گروهي از سپاه مسلمين با وجود پيشرفتهاي اوليه در مرزهاي ايران , در مقابل سپاه ساساني متحمل شکستهايي شده بودند . بدين ترتيب پس از شکست روميان تعداد زيادي از سپاهيان مسلمان به مرزهاي ايران فرستاده شدند و سرانجام يزگرد سوم که در آن هنگام بر ايران حکومت ميکرد , از مسلمانان شکست خورد .
خلافت عثمان
عمر در تاريخ 23 هجري پس از ده سال خلافت توسط شخصي به نام "فيروز " مجروح شد و سپس در گذشت . او قبل از مرگ شورايي را با حضور حضرت علي (ع) و عبدالرحمن بن عوف تشکيل داد تا در اين شورا , خليفه جديد را برگزيند .
به دستور عمر , کسي خليفه ميشد که بيشترين آراء را از آن خود کند و يا در صورت تساوي آرا شخصي انتخاب شود که عبدالرحمن بن عوف با او موافق باشد . پس از سه روز , عبدالرحمن رو به علي (ع) کرد و از او خواست تا به شرط عمل به کتاب خدا و سنت پيامبر و در پيش گرفتن روش دو خليفه قبل , خلافت را بپذيرد . حضرت علي (ع) دو شرط کتاب خدا و سنت پيامبر را پذيرفت . اما عبدالرحمان رو به عثمان کرد و همين شرط را براي او متذکر شد و عثمان همه شرايط را پذيرفت و خليفه شد .
در دوران خلافت عثمان فتح نواحي باقيمانده ي ايران به جز سواحل جنوبي درياي مازندران ( گيلان و قسمتي از مازندران ) به دليل وجود رشته کوههاي بلند و جنگلهاي فراوان ادامه يافت.
قتل عثمان
در سال 35 هجري گروهي از مردم عراق و مصر جهت شکايت از عثمان به مدينه آمدند. چرا که ثروت اندوزي و اقدامات نا درست حکومتي اطرافيان عثمان , مردم را بسيار ناراضي کرده بود . و در اين ميان عمرو عاص , طلحه و زبير که اولي از حکومت مصر عزل شده بود , بيش از همه به تحريک مردم پرداختند. عثمان از شدت ترس به حضرت علي روي آورد از او راه چاره جست . حضرت نيز پس از نصيحت عثمان و تلاش او در جهت اصلاح امور , با نا راضيان به صحبت پرداخت و آنان را به شهرهاي خود روانه کرد . در اين ميان مروان حکم منشي عثمان ضمن نوشتن نامه اي به حاکم مصر و معرفي افراد ناراضي , از او خواست تا ايشان را مجازات کند . حامل نامه , در راه به گروه ناراضيان بر خورد کرد و آنها پس از قرائت نامه با خشم بيشتر به مدينه بازگشتند و همراه با ناراضيان کوفه خانه عثمان را محاصره کردند و از او خواستند تا مروان را به ايشان تسليم کند . اما خليفه از اينکار امتناع ورزيد . در نهايت عليرغم صحبت هاي حضرت علي (ع) و نصيحت شورشيان , آنها خانه را محاصره کرده , به خانه عثمان يورش برده و او را به قتل رساندند و بدين ترتيب دوران خلافت عثمان نيز به پايان رسيد .
تاريخ اسلام در مدينه پس از پيامبر
|
11تا 13 هجري |
ابوبکر |
تولد پيامبر گرامي اسلام ( ص ) |
|
13 تا 23 هجري |
عمر |
وفات مادر پيامبر (ص) - سرپرستي عبدالمطلب |
|
23 تا 35 هجري |
عثمان |
وفات عبدالمطلب - سرپرستي ابوطالب |
|
35 هجري |
امام علي (ع) {مدينه} |
شرکت در پيمان حمايت از ستمديدگان |
خلافت حضرت علي ( ع ) در مدينه
پس از عثمان , حضرت علي (ع) با توجه به اصرارهاي فراوان مردم پذيرفت تا خليفه شود و طلحه و زبير نيز از اولين کساني بودند که با او بيعت کردند . در هنگام خلافت حضرت علي (ع) جامعه مسلمين دچار مشکلات فراوان بود . از يک طرف سرزمينهاي بسياري فتح شده بود و از طرف ديگر , بعضي از عربها بر خلاف دين اسلام ميان اعراب و غير اعراب تفاوت مي گذاشتند همچنين با فتح سرزمينها و به دست آوردن غنائم فراوان , عده اي به نا حق , و بر خلاف دستورات اسلام جهت رعايت عدالت , ثروت بسياري را براي خود جمع کرده بودند . و در بعضي از سرزمينهاي اسلامي کساني که صلاحيت حکومت مسلمانان را نداشتند , فرمانروائي ميکردند . به اين ترتيب , حضرت علي (ع) حکمرانان نا لايق را برکنار کرد و تمام مسلمانان را اعم از فقير و غني و عرب و غير عرب را برابر دانست . اقدامات حضرت علي (ع) بسياري از مسلمانان و خصوصا ايرانيان را که جلوه کامل عدالت اسلامي را در شيوه حکومت ايشان ميديدند خوشحال شده و به ايشان علاقمند شدند. اما گروهي نيز از اقدامات حضرت ناراضي بودند.
تعيين تاريخ هجري
در دوران خلافت عمر , عواملي چون گسترش قلمرو مسلمانان و افزايش تعداد آنان و توسعه امور مالي و اداري حکومت , باعث شد تا حضرت علي (ع) سال هجرت پيامبر (ص) را به عنوان مبدا تاريخ مسلمانان براي هميشه تثبيت کند.
تا قبل از اين زمان , از تاريخ هجري استفاده ميشد که رسميت نداشت.
سوالات درس چهارم
1- کدام قسمت از ايران در زمان خلافت عثمان فتح نشد ؟ چرا ؟
سواحل جنوبي درياي مازندران ( گيلان و قسمتي از مازندران ) به دليل وجود کوههاي بلند و جنگلهاي فراوان فتح نشد .
2- چرا حضرت علي (ع) بعد از عمر به خلافت نرسيد ؟
چون شرط عبدالرحمن ابن عوف را نپذيرفت . يعني تنها پذيرفت که به کتاب خدا و سنت پيامبر عمل کند و شرط ادامه روش دو خليفه قبل را نپذيرفت .
3- در اوايل خلافت ابوبکر , چه خطراتي اسلام و جامعه اسلامي را تهديد مي کرد ؟
1- پيدايش پيامبران دروغين
2- نا آرامي در مرزهاي ايران و روم
4- امام (ع) هنگام پذيرش مقام خلافت , چه مشکلاتي داشت , دو مورد را بنويسيد ؟
بسياري از حکام نا لايق و بي صلاحيت , حکمراني کشورهاي اسلامي رابه عهده داشتند.عده اي به دليل فتح سرزمينهاي بسيار , به نا حق , ثروت بسياري را براي خود اندوخته بودند و املاک بسياري را به خود اختصاص دادند.
درس پنجم
خلافت حضرت علي و امام حسن – عليهم السلام – در کوفه

جنگ جمل
پس از قبول حکومت و خلافت از سوي حضرت علي , افرادي چون طلحه و زبير دانستند که در حکومت حضرت علي , اجازه ندارند به طور نا مشروع بر ثروت و دارايي خود بيفزايند به همين دليل به بهانه زيارت خانه خدا اما به جهت مخالفت با آن حضرت از مدينه به مکه رفتند و عايشه همسر پيامبر را نيز با خود همراه کردند .
بدين ترتيب سپاهي به همراهي طلحه و زبير و عايشه از مکه به سوريه رفتند و آماده جنگ شدند . حضرت علي نيز براي مقابله با ايشان با سپاهيان خود به عراق رهسپار شد . حضرت علي از طلحه و زبير خواست تا صلح را پيشه کنند اما پس از مخالفت آنان جنگ در گرفت . طلحه توسط مروان حکم کشته شد و زبير هم پس از کناره گيري از جنگ در بصره به قتل رسيد و سرانجام پس از يک جنگ سخت سپاه حضرت علي به پيروزي رسيد . در جريان اين جنگ که حمل ناميده شد . بدليل آنکه عايشه بر يک شتر سوار بود اين جنگ را جنگ حمل يا شتر ناميدند).
عايشه به اسارت درآمد و حضرت علي به احترام پيامبر با مهرباني او و برادرش محمد بن ابي بکر را که از ياران با وفاي پيامبر بود به مدينه فرستاد .
پس از اين جنگ امام کوفه را مرکز خلافت خود قرار داد . چون اين شهر از نظر ارتباط با ايران و شام موقعيت مناسبي داشت و حضرت علي (ع) با عزيمت به اين شهر مي خواست که به شام نزديک تر شود.
جنگ صفين
معاويه , حاکم شام , پس از سرپيچي از دستورات حضرت علي (ع) و عدم کناره گيري از حکومت شام , دست به اقداماتي از جمله بخشيدن اموال به طرفداران خود و تحريک ايشان فريب مردم شام و تحريک آنان جهت گرفتن انتقام خون عثمان زد و به اين ترتيب تصميم گرفت تا مقام حکومت بر همه مسلمانان را بدست آورد .
اما با حيله گري به عمروعاص وعده داد تا بااو همراه شود و حکومت مصر را پس بگيرد و تصميم گرفت تا به جاي قبول فرمان حضرت علي (ع) به کوفه حمله کند . امام علي (ع) نيزبا سپاهيان خود به مقابله او رهسپار شد و دو گروه در محلي به نام صفين به هم رسيدند . امام علي (ع) جهت جلوگيري از جنگ و خونريزي چندين قاصد را فرستاد تا ضمن صحبت با سپاه شام , آنان را از جنگ منصرف کند . اما معاويه نپذيرفت و جنگ سختي در گرفت وعده زيادي کشته شدند .
در اين جنگ سپاه حضرت علي (ع) قهرمانه نبرد کردند و سپاه معاويه توسط مالک اشترسردار سپاه اسلام در معرض شکست قرار گرفت.
جنگ نهروان
در جنگ صفين جرياني به نام جريان حکميت اتفاق افتاد تا معاويه بتواند با ادامه اين جريان از شکست فاصله بگيرد . اما پيروان حضرت علي (ع) نتيجه حکميت را نپذيرفتند و دانستند که اين جريان فقط يک حيله است . در اين زمان همان گروه گمراه و ساده انديش سپاه حضرت که ايشان را به قبول صلح و حکميت مجبور ساخته بودند , از سپاه حضرت خارج شدند و به خوارج معروف گرديدند.
خوارج پس از جدايي از سپاه امام علي به اعمال زشت و غير انساني مانند غارت و اذيت و آزار مسلمين پرداختند و حضرت علي را به جنگ با خود ترغيب نمودند و هر دو گروه در محلي به نام نهروان به هم رسيدند . گروهي از خوارج پس از صحبتهاي نصيحت گونه امام دست از جنگ کشيدند و بقيه با سپاه حضرت درگير جنگ شدند و شکست خوردند و تنها عده کمي از ايشان فرار کردند.
شهادت حضرت علي (ع)
پس از جنگ نهروان , مردم کوفه حاضر به اطاعت فرمان حضرت علي (ع) مبني بر جنگ با معاويه نشدند و معاويه در برابر, قدرت و قلمرو خود را گسترش ميداد . او عمر و عاص را با لشگري به مصر فرستاد و او نيز محمدبن ابي بکر ( فرزند خليفه اول ) را که والي حضرت علي بود و در مصر بود با نيرنگ به شهادت رساند و خود حاکم مصر شد.
در اين ميان مالک اشتر که جهت حکمراني مصر , عازم اين سرزمين بود , با سم به شهادت رسيد و حکومت مصر , طبق وعده معاويه به عمروعاص رسيد . معاويه پس از رسيدن به مقاصد خود ، به جنگ با مسلمين در نقاط مختلف پرداخت و عده اي از مسلمانان را به شهادت رساند . اما مردم کوفه باز هم در مقابل فرمان حضرت علي (ع) , مبني بر جنگ با معاويه , ايستادند و تنها تعداد کمي با حضرت همراه شدند و لشگر معاريه را به عقب راندند.
در همين زمان , حضرت علي که مشغول آماده سازي سپاه برعليه معاويه بود در نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجري به دست يکي از خوارج به نام ابن ملجم مرادي در مسجد مجروح شد و در 21 رمضان ( دو روز بعد ) به شهادت رسيد .
|
35 تا 40 هجري |
(( حضرت علي (ع) )) شروع مخالفت با حکومت عادلانه امام علي (ع) جنگ جمل- انتخاب کوفه به عنوان مرکز حکومت جنگ صفين- ماجراي حکميت پيدايش خوارج-جنگ نهروان-شهادت حضرت علي (ع) اداره ايران توسط حاکمان مسلمان |
|
سال 40 هجري |
(( حضرت حسن (ع) )) آماده شدن امام براي جنگ حيله گري معاويه و بي وفايي مردم نسبت به امام صلح با معاويه |
خلافت حضرت علي و امام حسن – عليهما السلام – در کوفه
خلافت امام حسن (ع)
دو روز پس از شهادت حضرت علي (ع) مردم با امام حسن (ع)بيعت کردند. امام حسن دومين امام شيعيان و نمونه تقوا و جهاد در راه خدا بود .
او در شجاعت کم نظير و در گذشت و بردباري به جد بزرگوار خود حضرت پيامبر (ص) شبيه بود همچنين او را شبيه ترين فرد به خاندان پيامبر (ص) به رسول خدا ميدانستند.
امام حسن نيز در روزهاي نخست ولايت , از معاويه خواست تا با سرکشي از دستورات را کنار بگذارد . اما معاويه لشگري فراهم آورد و قصد جنگ نمود . امام حسن (ع) نيز از مردم کوفه خواست تا خود را آماده نبرد کنند اما تعداد کمي پذيرفتند و آماده جنگ شدند. و امام نيز سپاهي را تحت فرماندهي عبيدالله بن عباس براي مقابله با معاويه فرستاد .
صلح امام حسن با معاويه
معاويه با پرداخت پول بسياري از ياران امام حسن و عبيد الله بن عباس را طرفدار خود کرد از طرف ديگر در ميان سپاه امام حسن (ع) شايعه صلح ايشان با سپاه معاويه را پراکنده ساخت و مخالفت با آن حضرت در سپاه او آنقدر بالا گرفت که حتي عده اي تصميم به قتل امام گرفتند . تمام اين اقدامات , اختلاف ميان سپاه امام را دامن زد و بسياري از افراد راحت طلب , فريب حيله هاي معاويه را خوردند و از حضرت مصرانه خواستند که با معاويه صلح کند.
اينها همان مردماني بودند که حضرت علي (ع) در موردشان فرمود : اي مردنمايان نامرد,اي فکر شما چون خواب مشوش کودکان , کاش شما را نمي ديدم و نمي شناختم . آه چه آشنايي ملالت بار و غم انگيزي . مرگ بر شما باد که قلب مرا به درد آورديد و سينه ام را از خشم مالامال کرديد و جام اندوه را جرعه جرعه در گلويم ريختيد و با نا فرماني و سستي , نقشه ام را باطل کرديد.
امام حسن (ع) با ديدن اين شرايط , صلح را پذيرفت چرا که ميدانست ياران امام در برابر لشکر معاويه که بيست برابر بودند تاب مقاومت ندارند و در صورت جنگ , تعداد ياران با وفايش نيز کشته خواهند شد . بدين ترتيب به خاطر مصلحت اسلام و آشکار کردن چهره واقعي معاويه راضي به صلح با او شد .و شرايطي را نيز براي پذيرفتن صلح اعلام کرد .از جمله اينکه معاويه حق ندارد براي خود جانشين تعيين کند و خود را اميرالمومنين بنامد.
سوالات درس پنجم
1- چرا در جريان جنگ هاي صفين و نهروان , امام علي (ع) ابتدا دستور حمله نداد؟
در جنگ نهروان نيز به جهت نصيحت خوارج و دعوت آنها به راه راست , جنگ صفين حضرت امام علي (ع) به اميد هدايت گمراهان و اتمام حجت با معاويه دستور حمله نداد.در جنگ نهروان نيز به جهت نصيحت خوارج و دعوت آنها به راه راست , دستور حمله را صادر نکرد .
2- چرا امام حسن (ع) ناچار به صلح با معاويه شد ؟
بدليل آنکه تنها تعداد کمي از ياران با وفايش حاضر به جنگ بودند و در صورت جنگ کشته مي شدند و از همه مهمتر آنکه به خاطر مصلحت اسلام و آشکار ساختن چهره واقعي معاويه , با شرايطي حاضر به صلح شد .
3- چرا پس از جنگ جمل , امام علي (ع) کوفه را مرکز حکومت خويش قرار داد.
زيرا کوفه از نظر ارتباط با ايران و شام و حجاز موقعيت مناسبي داشت و حضرت علي (ع) مي خواست به شام نزديک باشد .
4- خوارج چه کساني بودند و سرانجام آنان چه شد ؟
خوارج کساني بودند که با گمراهي و ساده انديشي , حضرت را به قبول حکميت و صلح مجبور ساختند و از لشکر حضرت علي (ع) خارج شدند و به همين دليل به خوارج معروف گرديدند.
درس ششم
خلافت بني اميه در دمشق

معاويه با تاسيس سلسله اموي ، خلافت را به سلطنت تبديل مي کند.
معاويه پس از پذيرفتن تمام شرايط امام حسن (ع) در سال 41 هجري به خلافت رسيد. اما شرايط صلح را در فرصت بسيار کوتاهي ناديده گرفت و ظلم و ستم به شيعيان را در پيش گرفت و با اين اقدامات مسلمين دانستند که او چگونه حاکمي است و عدم اطاعت از امام حسن (ع) چه نتايجي دارد.
پس از مدتي معاويه حضرت امام حسن را بدليل مخالفت با نظرات او و رسيدن به اهداف شومش با سم به شهادت رساند. و پس از شهادت آن حضرت ، روز به روز بر ميزان ستمکاري و اذيت مسلمين افزود.
او بيت المال را ميان طرفداران و بستگان خود تقسيم ميکرد و در دمشق دربار پادشاهي براي خود بوجود آورد و در آخر نيز فرزندش يزيدرا به جانشيني خود برگزيد و مخالفت امام حسين (ع) ، امام سوم شيعيان را برانگيخت.
حکومت يزيد و قيام امام حسين (ع)
در سال 60 هجري يزيد پس از مرگ پدر به جاي او نشست. و امام حسين (ع) با او که مردي فاسد و شراب خوار و صد در صد مخالف اسلام بود به مخالفت بر خاست.
يزيد در ابتداي حکومت خود ، از حاکم مدينه خواست تا از امام حسين بيعت بگيرد و در غير اينصورت او را بکشد و حاکم مدينه نيز در صدد اجراي دستور بر آمد. اما امام حسين از مدينه به مکه مهاجرت کرده و خانواده خود را نيز به همراه برد . از طرفي مردم کوفه نيز با انتشار خبر مرگ معاويه و مخالفت امام حسين با يزيد ، از او خواستند تا به سمت کوفه حرکت کند و به عراق برود.
امام حسين (ع) پسر عموي خود مسلم بن عقيل را به کوفه فرستاد تا مقدمات قيام عليه يزيد را فراهم کند 18 هزار نفر از مردم کوفه با او بيعت کردند. اما پس از آگاهي يزيد از اين ماجرا ، در صدد برآمد تا با فرستادن فرمانده حيله گر و بي رحم به نام عبيدالله بن زياد به کوفه ، مردم را بترساند و آنان را از اطراف مسلم براند و در نهايت نيز به مقصود خود رسيد و مردم را تنها گذاشتند. عبيدالله نيز مسلم را به شهادت رساند.
اما مسلم نيز پس از بيعت مردم کوفه ، با فرستادن نامه اي از امام حسين خواست تا به عراق بيايد . امام نيز با خوانواده خود و يارانش به سوي عراق حرکت کرد اما در ميان راه از خيانت مردم و شهادت مسلم مطلع شد . عبيدالله نيز شخصي را به نام حر مامور کرد تا امام حسين و يارانش را زير نظر داشته باشد.
عبيدالله پس از مدتي عمر بن سعد را با سي هزار سرباز به صحراي کربلا فرستاد و از او خواست تا در برابر بدست آوردن حکومت ري ، امام حسين را به شهادت برساند. به همين دليل عمر براي رسيدن به حکومت ري که از شهرهاي مهم ايران بود ، آب را بر امام حسين و خاندان و يارانش بست و هر چه امام حسين کوشيد تا با سخنهايش آنان را نصيحت کند ، نپذيرفتند.
سال 61 هجري و واقعه جان گداز عاشورا
جنگ ميان امام حسين و 72 تن از ياران با وفايش با سپاهيان عمربن سعد در روز دهم محرم (عاشورا) آغاز شد و حر نيز در آغاز جنگ پس از شنيدن سخنان امام حسين به ياران او پيوست و پس از جنگ با دشمنان به شهادت رسيد . جنگ در روز عاشورا از صبح تا ظهر به طول انجاميد و تمام ياران حضرت که براي زنده نگه داشتن اسلام دلاورانه جنگيده بودند به شهادت رسيدند.
در واقعه کربلا ، امام حسين ، برادرش حضرت عباس ، فرزندش علي اکبر و حتي فرزند شيرخواره اش علي اصغر و تمام يارانش را در راه خدا از دست داد و يکه و تنها به سپاه دشمن حمله ور شد .
سپاهيان يزيد پس از مشاهده شجاعت و دلاوري امام حسين پا به فرار گذاشتند و پس از دادن کشته هاي بسيار او را به شهادت رساندند . امام حسين که مظهر شجاعت و ايثار و سرور شهيدان اسلام است ، با تحمل مصيبتهاي فراوان و ايثار خون خود ، به همگان درس آزادگي و شجاعت آموخت تا اسلام زنده بماند.
سپاهيان يزيد پس از شهادت امام حسين ، تمامي فرزندان و خانواده آن حضرت از جمله علي بن الحسين امام چهارم شيعيان که در بستر بيماري بود به اسارت گرفتند و به شام فرستادند.
يزيد که شهادت امام حسين را پيروزي بني اميه بر خاندان پيامبر مي دانست بسيار خوشحال بود اما پس از شنيدن خطبه هاي کوبنده حضرت زينب (س) و امام سجاد (ع) در دمشق و دربارگاه خود بسيار غمزده و خشمناک گرديد. آنان با ايراد سخنراني کوبنده ، حقيقت واقعه کربلا و چهره واقعي حکومت يزيد و خاندانش را روشن کردند و مسلمانان از ظلم و ستم بني اميه آگاه شده و در عراق و ايران و مکه و مدينه به مخالفت آنان برخاستند.
حکومت ظالمانه بني اميه و قيام هاي مسلمانان
مسلمانان و بخصوص شيعيان از آزار و اذيت معاويه ، يزيد و جانشينانش که افرادي ظالم و ستمکار بوده و مخالف اسلام بودند به ستوه آمده بودند و قيام بسياري را عليه حکومت بني اميه ترتيب دادند و اين قيامها پايه هاي حکومت بني اميه سست کرد . اما آنان نيز بر آزار و اذيت مسلمانان افزودند و حتي امام چهارم را نيز به شهادت رساندند.
حجاج بن يوسف ، مامور بي رحم معاويه ، فرماندار و حاکم ايران و عراق بود و از کوفه ( مرکز حکومت خود ) فرمانرواياني را براي اداره نواحي مختلف ايران اعزام مي کرد . او در دوران حکومت خود بسياري از مردم حق طلب و خصوصا شيعيان را يا به زندان انداخته بود و يا به شهادت رسانده بود . و با گرفتن ماليات هاي گزاف ايرانيان را نيز بسيار مي آزرد . اما عليرغم دشمني حجاج و بني اميه با مسلمانان و خوصوصا خاندان پيامبر ، تعداد شيعيان روز به روز اضافه مي شد و در نهايت ، به دليل ستمگري و فساد بني اميه ، مسلمانان بر عليه آنها بر خاستند و در ميان رهبران آنان ابو مسلم خراساني که با او طرفداري خاندان پيامبر ، عده زيادي را در اطراف خود جمع کرده بود ، به جنگ با آنان پرداخت و خليفه اموي مروان حمار را شکست داد و با کشته شدن مروان ، سلسله بني اميه در 132 هجري منقرض گرديد .
علل سقوط بني اميه
علل سقوط بني اميه به 4 دسته تقسيم مي شود :
1- قيام امام حسين (ع) و شهادت ايشان که امويان را رسوا ساخت و چهره ضد اسلامي آنان را آشکار کرد . (مهمترين دليل سقوط )
2- بني اميه بدليل آنکه حکومت را با زور و حيله غصب کرده بودند و بر خلاف اسلام نيز عمل ميکردند ، مخالفت و قيام پي در پي مسلمين را بر مي انگيختند.
3- در ميان مخالفان بني اميه ، نه تنها مردم غير عرب ، بلکه بسياري از اعراب هم مخالف آنان بودند. چون بني اميه نژاد پرست ، غير اعراب را تحقير کرده و به منظور طرفداري از بعضي قبايل ، قبايل ديگر را تحريک ميکردند.
4- از آنجايي که قلمرو بني اميه بسيار وسيع بود ، آنها کنترل خود را بر نواحي دور دست از دست دادند و نتوانستند مستقيما بر اين نواحي نظارت کنند و در نتيجه قيامهايي از اين نواحي نيز صورت ميگرفت.
|
41 تا 132 هجري |
بني اميه
|
معاويه |
تبديل خلافت به سلطنت- جانشيني يزيد |
|
يزيد |
شهادت امام حسين (ع) 61 هجري |
||
|
ديگر خلفاي بني اميه |
قيام مردم مدينه- قيام مختار – قيام زيد حکومت حجاج بن يوسف در عراق توسعه قلمرو بني اميه – افزايش ظلم و ستم بر مسلمانان |
||
|
مروان حمار |
قيام ابومسلم در خراسان – انقراض سلسله اموي |
درس هفتم خلافت بني عباس در بغداد
سوالات درس ششم
1- دو علت سقوط بني اميه را بنويسيد ؟
قيام امام حسين و شهادت ايشان و يارانشان که باعث شد تا امويان رسوا شده و چهره ضد اسلامي آنان بر همه آشکار شود.
2- به دنبال وقوع چه جرياني ، مردم شخصيت واقعي معاويه را شناختند ؟
او پس از رسيدن به خلافت ، پيمان صلح را ناديده گرفت و بسياري از شيعيان را به شهادت رسانده و به مردم بسيار ستم کرد .
3- چگونگي دعوت مردم کوفه از امام حسين تا واقعه کربلا را در چند سطر بنويسيد؟
مردم کوفه با انتشار خبر مرگ معاويه و مخالفت امام حسين با يزيد ، نامه هاي فراواني را به امام نوشتند و ايشان را به عراق دعوت کردند و 18 هزار نفر با نماينده امام حسين يعني مسلم بن عقيل بيعت کردند. اما با ورود عبيدالله بن زياد به کوفه و ترس مردم از او ، از اطراف مسلم رفتند و شهادت او را نظاره کردند و پس از ورود امام به صحراي کربلا ، با سپاه عمر سعد به جنگ با او رفتند.

چگونگي تاسيس سلسله عباسي
پس از بني اميه , بني عباس که از مخالفان بني اميه بودند , با حيله گري و فريب در سال 132هجري به قدرت رسيدند . بني عباس که در ميان مردم شهرت چنداني نداشتند. نمايندگاني را به نقاط مختلف از جمله خراسان اعزام ميداشتند تا مردم را جهت قيام براي به حکومت رساندن يکي از افراد خاندان پيامبر (ص) دعوت کنند . اما اين افراد که ابومسلم معروفترين آنها بود , هيچگاه منظور خود را آشکار نمي ساختند و به همين ترتيب , دوستداران خاندان پيامبر و مخالفان بني اميه که اکثرا ايراني بودند به هم پيوستند و بر عليه بني اميه به پيروزي رسيدند. اما عباسيان فرصت تصميم گيري به مردم نداده و بلافاصله يکي از خودشان را به نام سفاح به خلافت رساندند.
منصور حکومت عباسيان را قدرتمند مي کند
در زمان حکومت سفاح بدليل ظلم و ستم بسيار او , مردم از عباسيان بسيار ناراضي بودند و منصور پس از سفاح به حکومت رسيد و پيش از هر کاري بدليل ترس از قدرت ابومسلم , او را به قتل رساند و موجب شد تا ايرانيان قيامهاي بسياري را که اغلب با شکست روبرو مي شود جهت خونخواهي از او بوجود آورند که از مهمترين اين قيامها المقنع بود که سالها به طول انجاميد . علت سرکوبي اين قيامها , اعمال ضد اسلامي رهبران آنها بود که باعث ميشد تا مردم از دور آنها پراکنده شوند .
در اين دوران عليرغم اذيت و آزار بني عباس , امامان شيعه , خصوصا امام جعفر صادق (ع) که در اوايل حکومت بني عباس زندگي مي کردند , توانستند در ادامه راه امام محمد باقر (ع) شاگردان بسياري را براي گسترش اسلام واقعي تربيت کنند . اما اين امام بزرگوار توسط بني عباس به شهادت رسيدند . منصور شهر بغداد را بنا کرد و اين شهر را پايتخت عباسيان قرار داد و کاخهاي بسياري را در آن احداث نمود و با اين اقدام مهم جمعيت فراواني را در اين شهر ساکن کرد.
هارون الرشيد , مشهور ترين خليفه عباسي
در زمان خلافت پنجمين خليفه عباسي يعني هارون الرشيد قدرت عباسيان افزايش يافت.چرا که قلمرو آنان را گروهي از بزرگان ايراني به نام برمکيان اداره ميکردند.
اما اين نفوذ ادامه چنداني نيافت . چون هارون الرشيد از اين خاندان قديمي ايراني (برمکيان) که اينک وزارت او را به عهده داشتند و بدليل قدرتمندي و شهرت مقام او را به يک مقام تشريفاتي تبديل کرده بودند نگران شد و همه آنان را قتل عام و يا زنداني کرد . اما خود دچار مشکلات فراواني شد چون از عهده اداره امور بر نمي آمد.
در اين زمان هارون الرشيد بدليل گسترده شدن مبارزات شيعيان و عموم مردم امام موسي کاظم (ع) را زنداني کرده و به شهادت رساند و بدنبال آن بتدريج شمال آفريقا نيز از دست عباسيان خارج شد و در ايران نيز نا آرامي هايي رخ داد.
اختلافات داخلي عباسيان و به خلافت رسيدن مامون
پس از هارون الرشيد , امين يکي از فرزندانش به خلافت رسيد و مامون وليعهد امين و حاکم خراسان شد . اما پس از چندي بدليل اختلاف ميان دو برادر و ايجاد جنگ ميان آنها , طاهر سردار ايراني مامون , توانست سپاه امين را شکست دهد و پس از فتح بغداد , امين را به قتل برساند و موجبات خلافت مامون را فراهم کند . در حقيقت خاندان عباس مقابل ايرانيان حامي مامون شکست خوردند .
اما مامون براي جلب نظر ايرانيان , امام رضا (ع)را به اجبار به خراسان آورد و مقام وليعهدي را به او عطا کرد. او با اينکار هم امام را زير نظر گرفت و به زعم خود از قيام شيعيان جلوگيري مي نمود . اما به هيچ يک از اهداف خود نرسيد . و سرانجام بدليل ترس از گسترش قدرت و رهبري امام رضا (ع) ايشان را به شهادت رساند.
عباسيان پس از مامون ضعيف مي شوند
پس از مامون که آخرين خلفاي مهم عباسي است , عباسيان بيش از پانصد سال حکومت کردند اما هيچگاه نتوانستند قدرت اوليه خود را بدست آورند و سرانجام با تصرف بغداد به دست مغولان ,حکومت عباسيان منقرض شد.
دلايل ضعف عباسيان
ظلم و ستم و دوري از اسلام : عباسيان با نيرنگ و با ظلم و ستم و سرکوب مردم به حکومت رسيدند.
قيام هاي متعدد: از اوايل تشکيل حکومت عباسي , بسياري از گروهها و حتي بسياري ازسرداران خليفه جهت به دست گرفتن قدرت با آن به مخالفت پرداختند.
بي کفايتي خلفا: بسياري از خلفاي عباسي , امور حکومتي را رها کرده و به عيش و نوش مي پرداختند و افرادي بي لياقت بودند.
تجزيه قلمرو عباسيان و استقلال يافتن کشورهاي تابع اين حکومت: با شروع اختلافات داخلي عباسيان در نواحي مختلف جهان اسلام حکومتهايي پديد آمد که به تدريج قوي و مستقل شدند و قدرت عباسيان را کاهش دادند.
|
132 تا 656 هجري
|
بني عباس |
سفاح |
تاسيس خلافت عباسي |
|
منصور |
قتل ابومسلم – بناي شهر بغداد- قيامهاي شيعيان – قيامهاي ايرانيان |
||
|
هارون (پنجمين خليفه) |
اوج قدرت عباسيان- اداره کشور به وسيله برمکيان- قتل عام برمکيان – شورش و هرج و مرج در قلمرو عباسيان |
||
|
امين
|
قتل اين به دست طاهر |
||
|
مامون
|
شهادت امام رضا (ع)- شورش عليه مامون |
||
|
ديگر خلفاي عباسي
|
ضعف خلفا- قيامها و شورشهايي عليه عباسيان –قدرت يافتن فرمانروايان مختلف |
||
|
مستعصم
|
حمله مغول- قتل مستعصم- آخرين خليفه عباسي |
سوالات درس هفتم
1- شهر بغداد در زمان کدام خليفه بنا شد ؟
در زمان منصور
2- نمايندگان بني عباس بر هر جا که مي رفتند , مردم را براي قيام جهت به حکومت رسيدن يکي از افراد خاندان پيامبر (ص) دعوت ميکردند , اما نمي گفتند که منظورشان از آن فرد چه کسي است, چرا؟
تا هم دوستداران خاندان پيامبر و مخصوصا ايرانيان را به مخالفت با بني اميه ترغيب کنند و پس از رسيدن به قدرت بر مسند حکومت بنشينند.
3- چرا قتل عام برمکيان دولت عباسيان را به مشکلات فراوان دچار کرد ؟
چون آنان خود توانايي اداره امور کشورشان را نداشتند.
4- ايرانيان در تحولات عصر عباسيان چه نقشي داشتند ؟
ايرانيان بدليل نيرنگ عباسيان , آنها را ياري رساندند تا به حکومت برسند و حتي وزراي ايراني تحت عنوان برمکيان , آنان را در امر حکومتداري ياري مي رساندند. اما بتدريج بدليل مخالفت اين سلسله با اسلام و خصوصا با امامان شيعه , از ياري آنها دست کشيده و با قيامهاي متعدد مخالفت خود را اثبات نمودند تا سرانجام اين سلسله منقرض گرديد.
درس هشتم
تشکيل دولت هاي مستقل در مشرق ايران
اهميت نواحي شرقي ايران
در قرن دوم هجري , بدليل گسترش قلمرو مسلمانان و وجود نژادهاي گوناگون , خليفه براي هر قسمت اين قلمرو , حاکمي را تحت عنوان امير تعيين کرده و اعزام ميداشت و مهمترين سرزميني که در دوره عباسيان براي آن امير مي فرستادند , خراسان بود . و خراسان مرز قلمرو اسلامي با شرق آسيا به شمار ميرفت.
تشکيل سلسله طاهريان در خراسان

در اوايل قرن سوم , طاهر يکي از معروفترين سرداران مامون از طرف او امير خراسان شد و بدليل انکه در يک فرصت مناسب عدم اطاعت خود را از مامون اعلام کرد , اولين حکومت مستقل ايراني بعد از اسلام در ايران تشکيل شد و حکومت او به طاهريان معروف شد , (نام موسس حکومت).در زمان طاهريان نيشابور به پايتختي برگزيده شد.
طاهريان در جنگ با خوارج در شرق ايران به پيروزي دست يافتند و سرزمينهاي ديگري مانند سيستان و قسمتي از ماوراءالنهر را به تصرف در آوردند و نظم و امنيت را در مرزها بر قرار کردند. در زمان حکومت طاهريان به جهت اهميت آنان به کشاورزي و عمران و آبادي , کشاورزان به آسودگي زندگي ميکردند .

قيام بابک عليه خليفه عباسي
گذشته از نواحي شرقي ايران که تحت سيطره طاهريان بود , مناطق غربي ايران تحت نظارت مستقيم خليفه بغداد قرار داشت . اما در اوايل حکومت طاهريان ,بابک در آذربايجان بر عليه خليفه قيام کرد و به دليل دشمني با خليفه , توانست بسياري از سپاهيان او را شکست دهد . اين دشمني و جنگ با خلفاي عباسي بيست سال طول کشيد و سرانجام توسط خليفه سرکوب شد .
طاهريان ضعيف و سرنگون مي شوند
يکي از بزرگان سرزمين طبرستان به نام مازيار پس از سرکوبي بابک قيام کرد . ولي پس از مدتها جنگ و گريز توسط طاهريان سرکوب شد . اما همين جنگها باعث شد تا خوارج در قسمتهاي شرقي ايران دست به شورش بزنند و بدليل مقتدر نبودن آخرين امير طاهري يعني محمد بن طاهر , حکومت طاهريان رو به ضعف گذشت و در قرن سوم هجري توسط يعقوب ليث سرنگون شد.
تاسيس سلسله صفاريان در سيستان

بدليل ضعف دولت طاهريان و آزار و اذيت خوارج در سيستان و خراسان , يکي از دلاوران سيستان به نام يعقوب ليث به کمک برادرانش خوارج را شكست داد و معروف شد . يعقوب بدليل رويگري سلسه خود را به صفاريان ناميد ( صفار يعني رويگر ) اما خود از گروه عياران بود . گروهي که طرفدار جوانمردي , بخشش و کمک به ضعيفان بودند اما گاهي به غارت و راهزني کاروانها مي پرداختند .
يعقوب به دليل زيرکي و بخشندگي , به رهبري عياران رسيد و خوارج را سرکوب کرد و با تصرف نيشابور سلسله طاهريان را منقرض کرد . اما از آنجايي که مطيع خليفه عباسي نبود , به دشمني با او برخاست و به قصد جنگ با او به عراق حمله ور شد . در اين جنگ خليفه يعقوب را شکست داد و او پس از چندي بيمار شد و در گذشت.
مشکلات فراوان صفاريان را ضعيف مي کند
در آخرين لحضات زندگي يعقوب برادرش عمر و ليث جانشين او شد و تصميم گرفت با خليفه صلح کند و خليفه نيز در ازاي دريافت ماليات از او , حکومت او را تائيد کرد .
در زمان حکومت او , قلمرو صفاريان گسترش يافت و خليفه بدليل ترس از حمله احتمالي عمروليث به بغداد به طور پنهاني مخالفان او را تحريک ميکرد . از جمله ايجاد اختلاف ميان عمروليث و امير اسماعيل ساماني , حاکم ماوراء النهر .در اين جنگ صفاريان صفاريان شکست خوردند و عمروليث پس از اسارت و تبعيد به بغداد , در زندان خليفه به قتل رسيد. و پس از او حکومت صفاريان به سيستان محدود شد.

تشکيل سلسله سامانيان در ماوراءالنهر
امير اسماعيل ساماني در زمان جنگ عمروليث صفاري با مخالفان , در ماوراءالنهر سلسله سامانيان را تاسيس کرد. او که قدرت را از پدران خود و جنگ با ترکان بت پرست بدست آورده بود , قلمرو سامانيان را گسترش داد. پايتخت او شهر بخارا بود . او پس از شکست دادن عمروليث , تمام خراسان را فتح کرد و بدليل دليري و توجه به عمران و آبادي کشور , دولت سامانيان را به قدرت و وسعت فراواني رساند.
از سوي ديگر وجود وزيران خردمندي چون بلعمي و جيهاني دستگاه امير اسماعيل , در اين قدرت و وسعت تاثير فراواني داشت . خصوصا آنکه سامانيان به زبان فارسي علاقه فراواني داشتند و از شاعران و نويسندگان حمايت ميکردند . شاعران و دانشمنداني چون رودکي , ابوعلي سينا و ابوريحان بيروني در اين دوره مي زيستند.
اختلافات داخلي و حمله خارجي , سامانيان را منقرض مي سازد
دولت سامانيان که در ابتدا با نظم بسيار اداره ميشد , بدليل مشکلات دروني سست شد و علت اصلي آن وجود سپهسالاران يعني فرماندهان بزرگي بود که در دولت ساماني جاي وزيران را گرفتند . آنان اسيران ترک نژاد بودند و پس از رسيدن به مقام سپهسالاري قدرت خود را افزايش دادند به حديکه اميران ساماني بازيچه دست آنان شدند. از جمله معروفترين سپهسالاران آلپتکين است
اما در شرق و مغرب دولت ساماني نيز مشکلات فراواني وجود داشت . در مغرب , سلسله ديلميان تاسيس شده بود در مشرق نيز دولت مسلمان و ترک نژاد آل افراسياب به قلمرو آنان حمله کردند. سرانجام با حمله آل افراسياب و سقوط بخارا در اواخر قرن چهارم هجري , سلسله سامانيان منقرض گرديد.

|
نيمه اول قرن سوم هجري |
طاهريان |
طاهر |
تاسيس سلسه طاهري و اعلام استقلال |
|
جانشينان طاهر |
رشد کشاورزي- قيام بابک – قيام مازيار |
||
|
نيمه دوم قرن سوم هجري |
صفاريان |
يعقوب |
تاسيس سلسله صفاري- جنگ با طاهريان –جنگ با خليفه عباسي |
|
عمر |
صلح با خليفه عباسي- جنگ با اسماعيل ساماني |
||
|
ديگر فرمانروايان صفاري |
حکومت ضعيف صفاريان در سيستان |
||
|
قرن چهارم هجري |
سامانيان |
اسماعيل |
تاسيس دولت ساماني |
|
جانشينان اسماعيل |
اداره امور به دست بلعمي و جيهاني – ظهور دانشمندان و شاعران مانند ابن سينا و بيروني و رودکي رواج علم و ادب- قدرت يافتن سپهسالاران- دولت ديلميان در ايران- حمله ال افراسياب |
درس نهم
سوالات درس هشتم
1- فرماندهان سپاه سامانيان چه نام داشتند ؟
امير اسماعيل ساماني
2- طاهريان علاوه بر خراسان , چه مناطقي را بر قلمرو خود افزودند ؟
سرزمينهاي ديگري مانند سيستان . قسمتي از ماوراءالنهر
3- مازيار در کدام سرزمين دست به قيام زد ؟
در سرزمين طبرستان
4- پايتخت حکومتهاي طاهري , صفاري و ساماني کدام شهرها بودند ؟
پايتخت حکومتهاي طاهري نيشابور , پايتخت حکومتهاي صفاري شهر سيستان و پايتخت حکومت ساماني شهر بخارا بود.
5- علت اصلي مشکلات دولت ساماني چه بود ؟
وجود سپهسالاران ترک نژاد که به تدريج جاي وزيران بزرگ دولت ساماني را گرفتند و با افزايش قدرت خود , اميران ساماني را بازيچه دست خويش قرار دادند. از طرف ديگر در مغرب قلمرو اين دولت , سلسله ديلميان تاسيس شد و در مشرق نيز دولت مسلمان و ترک نژاد آل افراسياب به قلمرو سامانيان حمله کردند . بطور کلي اختلافات داخلي و حمله خارجي علت اصلي مشکلات دولت ساماني بود.
دولت هاي ديلميان
ديلم و ديلميان

سرزمين مازندران و گيلان از نظر طبيعي به دو بخش جلگه اي و کوهستاني تقسيم ميشد که به قسمت کوهستاني گيلان ديلم و به مازندران طبرستان مي گفتند و از قرن سوم هجري اسلام در اين مناطق پديد آمد و دولتهايي در آنجا تشکيل گرديد.
ديلميان از علويان طبرستان استقبال مي کنند
در اواسط قرن سوم هجري , مردم طبرستان و ديلم توسط گروهي به نام علويان که از نسل امام حسن بودند , به دين اسلام فرا خوانده شدند و بدليل تمايلات استقلال طلبانه , به کمک آنان دولت علويان را تاسيس کردند . مرکز حکومت آنان شهر آمل و از مشهورترين سران علويان داعي کبير و و ناصر کبير بود . حکومت علويان توسط سامانيان منقرض شد ولي پيروان و سپاهيان آن ها بدنبال انجام فعاليتهايي در سلسله آل زيار و آل بويه را تاسيس کردند.
آل زيار نخستين سلسله ديلميان را تاسيس مي کند
در اوايل قرن چهارم هجري , بسياري از سربازان و سرداران ديلمي که در خدمت علويان بودند , به دليل نداشتن رهبري و حکومت , سرگردان بودند اما تعدادي از آنان به خدمت سامانيان در آمدند از جمله مردآويج , پسر زيار که از سرداران دلير ديلمي بود و آرزو داشت حکومتي مستقل تشکيل دهد . او کار خود را با تصرف گرگان و طبرستان آغاز کرد و برخي از شهرهاي مرکزي و غربي ايران را به تصرف در آورد . مردآويج پس از آنکه اصفهان را مرکز حکومت خود قرار داد , راه و رسم ساسانيان را پيشه خود ساخت .اما بدليل بد رفتاري با سپاهيان خود , به دست آنان کشته شد .
هجوم دشمنان , آل زيار را ضعيف مي کند
وشمگير , برادر مردآويج , پس از مرگ او به حکومت آل زيار رسيد و مورد حمله و يورش سامانيان قرار گرفت . در مقابل اين حملات آل زيار کليه متصرفات خود را از دست دادند و تنها گرگان را براي خود حفظ نمودند و دولت آل زيار در زمان سلجوقيان از ميان رفت .

آل بويه , دومين سلسله ديلميان را تاسيس مي کنند

حکومت مستقل آل بويه توسط علي , حسن , احمد پسران ماهيگيري به نام بويه تاسيس گرديد . اين سه تن ديلمياني بودند که به مردآويج پيوستند و پس از قتل او , اين حکومت را تاسيس کردند .
علي امير بزرگ آل بويه , دشمن خليفه عباسي بود و دو برادرش احمد و حسن از او اطاعت ميکردند و در نتيجه احمد جهت فتح بغداد با سپاهيانش رهسپار عراق شد . او بغداد را فتح کرد و خليفه را به زندان افکند . اما چون خليفه عباسي حاضر به اطاعت از ال بويه شد , ديلميان از انقراض عباسيان منصرف شدند.
امير عضدالدوله ديلمي
در زمان عضدالدوله ,فرزند حسن , مشهورترين فرمانرواي ديلمي , آل بويه قدرت بسيار داشتند و تقريبا سراسر ايران را تحت اختيار داشتند . عضدالدوله بدليل علاقه به عمران و آبادي بيمارستان عضدي را در بغداد تاسيس کرد و در آن پزشکان علاوه بر درمان , به آموزش طب نيز ميپرداختند . در زمان عضدالدوله , سدي بنام بند امير بر روي رودخانه کر بسته شد . و در اين زمان کشاورزي و آباداني رونق فراوان يافت.
تجزيه دولت آل بويه
شاهزادگان ديلمي پس از آل بويه براي بدست آوردن قلمرو بيشتر با هم به زد و خورد پرداختند و هر يک حکومت مستقل تشکيل دادند . در حقيقت اولين دولت کاملا مستقل در زمان آل بويه تشکيل شد و آنها در ايران جايگاه خاصي دارند . در اين دوران عمران و آباداني و توجه به دانشمندان و نويسندگان رواج فراوان يافت . ابوعلي سينا دانشمند بزرگ ايران در اواخر عمر خود در همدان وزير آل بويه بود.
|
اواسط قرن سوم |
علويان طبرستان |
داعي کبير ناصر کبير |
استقلال طبرستان |
||
|
آل زيار
|
مرد آويج
وشمگير |
تاسيس سلسله آل زيار |
|||
|
حکومت در گرگان |
|||||
|
قرن چهارم هجري
|
آل بويه |
علي |
تاسيس سلسله آل بويه |
||
|
حسن |
حکومت در اصفهان, ري , همدان |
||||
|
احمد |
فتح بغداد |
||||
|
عضدالدوله |
اوج قدرت ديلميان |
||||
|
تجزيه دولت آل بويه |
|||||
|
ديالمه همدان |
ديالمه فارس |
ديالمه عراق |
|||
|
اواخر قرن پنجم |
حمله سلجوقيان و پايان کار ديلميان |
||||
سوالات درس نهم
1- کدام دولت , حکومت علويان را منقرض کرد ؟
دولت سامانيان
2- (( علوي)) يعني چه ؟
يعني کساني که از نسل امام حسن (ع) بودند.
3- مردآويج کدام مناطق را تصرف کرد ؟
گرگان , طبرستان , برخي از شهرهاي مرکزي و غربي ايران
4- عضدالدوله براي عمران و آبادي کشور چه کرد ؟
در زمان او بيمارستان عضدي را در بغداد تاسيس کرد که پزشکان علاوه بر درمان به آموزش طب مي پرداختند و نيز در زمان آل بويه کشاورزي رونق فراوان يافت و بسياري از سرزمينها آباد شدند.
درس دهم
تشکيل دولت هاي ترک نژاد در ايران
خاستگاه ترکان و چگونگي ورود آنان به ايران
ترکان که ابتدا در نواحي شرقي و دوردست آسياي مرکزي زندگي ميکردند مجموعه قبايلي بودند که در دوران ساسانيان به ايران حمله ور شدند و شکست خوردند .
آنان دو وجه مشترک داشتند:
1- زبان ترکي
2- زندگي دام داري
3- در نتيجه پيشروي سپاهيان مسلمان در آسياي مرکزي و سرزمين هاي ترک نشين ، تعداد زيادي از ترکان اسلام را شناختند و مسلمان شدند و به تدريج عده زيادي از آنان به داخل ايران راه يافتند.
غزنويان ، اولين سلسله ترک نژاد در ايران

آلپتکين ، يکي از سپهسالاران سامانيان ، در اواخر عمر خود ، از دولت ساماني ناراضي شد و به شهر غزنين رفت و با جانشينانش در اين شهر حکومتي را تشکيل داد که اين حکومت غزنويان ناميده شد . آن ها از غزنين به جنگ با بت پرستان مي رفتند .
سلطان محمودغزنوي ، بزرگترين فرمانرواهاي غزنويان ، قلمرو خود را از غزنين فرا تر برد . او به سيستان لشکر کشيد و بقاياي صفاريان را بر انداخت ، به خراسان و ماوراءالنهر حمله کرد و قسمتي از قلمرو آل بويه را به تصرف درآورد.سلطان محمود در طول حکومت داري خود ، چندين بار به هندوستان لشکرکشي کرد و هر بار بر قلمرو غزنويان افزود و با غارت بت خانه هاي هندوستان ، ثروت فراواني را نصيب خود کرد و باعث شد تا زمينه حملات بعدي غزنويان به هندوستان فراهم شود . از جمله بت خانه هايي که در هندوستان توسط سلطان محمود فتح شد ، معبد سومنات بود .
از خصوصيات سلطان محمود غزنوي علاقه او به شاعران بود و دربار او هميشه مرکز تجمع بسياري از شاعران بود . از شاعران به نامي که در اين دوره مي زيستند، فردوسي توسي را مي توان نام برد با اين تفاوت که او شاعر درباري نبود .
نابساماني و تهاجم خارجي ، غزنويان را ضعيف مي سازد
پس از سلطان محمد ، پسرش مسعود ، حكومت را به دست گرفت . سلطان مسعود از كارداني و تدبير پدرش بهره اي نداشت .از جمله يکي از وزيران معروف دولت غزنوي به نام حسنک وزير را به سلطان مسعود پس از پدرش مسعود بر مسند حکومت نشست اما از کارداني و تدبير پدرش ، اتهام مخالفت با حکومت خود به قتل رساند . اما به دليل لشکر کشي متعدد به نواحي مختلف ايران و کسب فتوحات در هند ، از مرز شمالي غزنويان يعني ماوراء النهر غفلت کرد و در نتيجه ترکان سلجوقي وارد خراسان شده و با در هم شکستن سپاه سلطان مسعود ، او را فراري دادند . دولت غزنوي مدت ها به صورت يک دولت کوچک محلي در غزنين بدون اهميت و اقتدار به حيات خود ادامه داد.
سلجوقيان حکومت قدرتمندي را در ايران تاسيس مي کنند

جد طغرل ، بنيان گذار سلسله سلجوقيان ، سلجوق نام داشت و به همين دليل سلسله او را سلجوقيان نام نهادند. آنان براي جست و جوي چراگاه دام هاي خود ، به تدريج از دشتهاي آسياي مرکزي وارد ماوراء النهر و خراسان شدند. و سلطان مسعود غزنوي را در جنگ دندانقان در سال 430 هجري شکست دادند.
طغرل پس از پيروزي بر غزنويان ، بقاي دولت آل زيار را بر انداخت و سپس به نواحي مرکزي و غربي ايران رفت و حکومتهاي شاهزادگان آل بويه را منقرض کرد و قلمرو خود را تا شام گسترش داد اما از آنجايي که خليفه بغداد او را تائيد ميکرد ، به او احترام مي گذاشت .
آلب ارسلان برادر زاده طغرل پس از او به حکومت رسيد و فتوحات سلجوقيان را ادامه داد. به عنوان مثال به روم شرقي لشکر کشيد و در جنگ ملازگرد ، شکست سختي بر سپاهيان روم شرقي وارد آورد و امپراطور روم را اسير کرد. پس از فتح ملازگرد ، قسمتهاي بزرگي از آسياي صغير به تصرف ترکان مسلمان درآمد و اين مسئله اروپاييان را نگران کرد . سلطان ملکشاه ، پسر آلب ارسلان ، جانشين پدرش شد . او بدليل فتوحات خود و گسترش متصرفات سلجوقيان از شرق تا چين و از غرب تا درياي مديترانه ، مشهورترين سلطان سلجوقي به شمار مي آيد و پس از اسلام ، نخستين بار بود که چنين دولت بزرگي به شمار مي آمد . پايتخت ملکشاه اصفهان بود .

وزيران بزرگ ، دولت سلجوقيان را اداره مي کنند

دوره سلجوقيان را مي توان عصر وزيران بزرگ ناميد . بدليل آنکه کشور پهناور سلجوقيان را وزيران کاردان و خردمند ايراني اداره مي کردند . آنان خود از قبايل صحرا گرد بودند و ميدانستند که سرزمين پهناور وبا جمعيت بسيار و تمدن و فرهنگ پيشرفته ، با وجود افراد آشنا به کشورداري موفق خواهد شد .
از جمله مشهورترين وزير دوره سلجوقي خواجه نظام الملک توسي است که بناهاي متعددي را از جمله مدارس نظاميه بر پا کرد . اين مدارس در شهرهاي بزرگ مانند بغداد و نيشابور تاسيس شده بود و در آن طلاب و دانشمندان تحصيل مي کردند . اين اقدامات باعث شد تا عصر سلجوقيان ، عصر شکوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي به حساب آيد.
تجزيه قلمرو سلجوقيان
تجزيه دولت سلجوقيان در زمان سلطنت سلطان سنجر فرزند ملکشاه اتفاق افتاد . در حقيقت با وحدت فرزندان سلجوق و وجود وزيران لايق ، تصرف سرزمينهاي بسيار وسيع و تاسيس دولت سلجوقيان محقق شد اما بدليل نزاع بر سر جانشيني ملکشاه و نيز وجود مقامي به نام اتابک در دولت سلجوقي ، قلمرو آنان پس از ملکشاه تجزيه شد.
اتابک
شد لقب اتابک يا پدر بزرگ لقب کسي بود که همراه با شاهزادگان جوان و بي تجربه سلجوقي ، جهت کمک در امر کشورداري براي اداره هر يک از نواحي قلمرو آنان رهسپار مي شد . اتابک عملا اختيارات بسياري داشت چرا که اولا" ناحيه مربوط به خود را براي شاهزاده سلجوقي اداره ميکرد و ثانيا" اورا براي کشورداري تعليم مي داد ، پس همه کارها عملا به دست او انجام مي گرفت .با اين اقدامات اتابکان که در نظر داشتند يا خود حکومت را در دست بگيرند ، يا شاهزاده تحت سرپرستي خود را مستقل کنند، دولت سلجوقيان ضعيف و تجزيه شد.
دشمنان سلجوقيان
عليرغم تلاش سلطان سنجر فرزند ملک شاه جهت متحد و قوي ساختن حکومت خود ، بدليل پيدايش سه قدرت نيرومند در شمال شرقي ايران ، اين تلاش به نتيجه رسيد و به همين دليل شهر مرو در شمال خراسان پايتخت سلطان سنجر شد تا به مرزهاي شمال شرقي ايران نزديکتر باشد.
دولت قراختاييان اولين دشمن سلجوقيان نام داشت و سلطان سنجر در جنگ با آنان شکست خورد و سپاهيانش کشته شدند .
دسته اي از ترکان بنام غزها دومين دشمنان سلجوقيان به حساب مي آمدند که پس از حمله به خراسان سلطان سنجر را شکست دادند و مرو را فتح کرده ، سلطان سنجر را به اسارت خود در آوردند
دولت خوارزمشاهيان در سرزمين خوارزم سومين دشمن سلجوقيان بودند. خوارزمشاهيان که از زير دستان سلجوقيان بودند ، از ضعف و تجزيه آنان استفاده کرده و پس از اعلام استقلال ، خراسان را به تصرف در آوردند . با تصرف کامل خراسان بقيه قلمرو سلجوقيان به وسيله شاهزادگان سلجوقي و اتابکان تجزيه و تقسيم شده و به جاي آنها ، حکومتهاي محلي به وجود آمد .
اسماعيليان ، فرمانرواي کوهستان ها
شيعيان اسماعيلي که به امامت اسماعيل، فرزند امام جعفر صادق (ع) معتقدند ، در دوره سلجوقي و در ايران طرفداراني بدست آوردند و رهبري آنان به عهده شخصي به نام حسن صباح بود. حسن صباح با زيرکي ، مبلغاني را به نواحي مختلف فرستاد و طرفداراني را به سوي خود جذب کرد و با تصرف قلعه هاي کوهستاني بزرگ مانند الموت در نزديکي قزوين ، آنجا را مرکز فعاليتهاي خود قرار داد و پيروانش همانند او در بسياري از کوهستانهاي ايران قلعه هاي مستحکمي را بر پا کردند. از جمله کساني که بدست پيروان حسن صباح به قتل رسيد خواجه نظام الملک بود ، چرا که او مخالف سلجوقيان بود و تعدادي از پيروانش را مامور کرده بود که مخالفانش را به قتل برسانند. در حقيقت سلجوقيان هر چه قدر کوشيدند، نتوانستند موفق به سرکوب اسماعيليان که اينک با اقدامات خود ، در دل همگان وحشت ايجاد کرده بودند ، نشدند . اما با حمله مغولان و فتح قلعه الموت ، اسماعيليان سرکوب شدند.
|
اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم
|
غزنويان |
آلپتکين |
تاسيس حکومت در غزنين |
|
سبکتکين |
توسعه قلمرو غزنويان |
||
|
محمود |
تصرف قلمرو بازماندگان صفاريان – حمله به هند تصرف قسمتي از قلمرو آل بويه سروده شدن شاهنامه به وسيله فردوسي |
||
|
مسعود |
اختلافات داخلي – شکست دندانقان |
||
|
اواسط قرن پنجم تا اواخر قرن ششم |
سلجوقيان
|
طغرل |
تاسيس سلسله سلجوقي – وزارت عميدالملک پيروزي بر غزنويان ، آل زيار ، آل بويه |
|
آلب ارسلان |
جنگ ملازگرد – وزارت نظام الملک |
||
|
ملکشاه |
اوج قدرت سلجوقيان – نظام الملک – تاسيس وارس نظاميه – اوج تمدن اسلامي – رهبري اسماعيليان به وسيله حسن صباح |
||
|
ديگر پادشاهان سلجوقي
|
تجزيه دولت سلجوقي |
||
|
قدرت يافتم اتابکان تهاجم قراختاييان ، خوارزمشاهيان و غزها اتابکان آذربايجان سلجوقيان شام سلجوقيان روم
|
درس يازدهم
سوالات درس دهم
1- محمود غزنوي چه مناطقي را بر قلمرو غزنويان افزود ؟
قلمرو غزنويان را از غزنين فراتر برد ، او به سيستان لشکر کشيد و پس از براندازي بقاياي صفاريان ، به خراسان و ماوراء النهر حمله کرد و قسمتي از قلمرو آل بويه را متصرف شد. همچنين با لشکر کشي به هندوستان ، بر قلمرو غزنويان افزوده شد.
2- بنيان گذار سلسله سلجوقي که بود ؟
طغرل
3- سلجوقيان در کدام جنگ غزنويان را شکست دادند ؟
در جنگ دندانقان در سال 430 هجري
4- چرا مدارس عصر سلجوقي (( به نظاميه )) معروف شدند ؟
چون محل تحصيل طلاب و تجمع دانشمندان به شمار مي آمد .
5- وظايف اتابک در دوره سلجوقي چه بود ؟
اتابک وظيفه داشت اولا ناحيه مربوط به خود را براي شاهزادگان سلجوقي اداره کند . ثانيا اورا براي کشورداري تعليم دهد. بدين ترتيب اتابک اختيارات بسياري داشت و عملا همه کارها بدست او انجام ميگرفت .
خوارزمشاهيان و مغولان

سرزمين خوارزم و منصب خوارزمشاهي
سرزمين خوارزم در شمال ماوراء النهر و در کنار درياچه خوارزم ( آرال کنوني ) ، بدليل اينکه در قسمت پايين دو رود سيحون و جيحون قرار داشت . از کشاورزي پر رونق و تجارت گسترده بر خوردار بود.
از آنجايي که خوارزم يک ايالت مرزي به شمار مي آمد با فتح ماوراء النهر بوسيله مسلمانان اهميت آن افزوده شد و حکامي که توسط سلجوقيان براي اداره آن تعيين مي شدند ، اختيارات فراوان داشتند . آن ها خوارزمشاه يا شاه خوارزم ناميده ميشدند که مشهورترين آنان سلطان محمد خوارزمشاه بود که پس از سلجوقيان به حکومت رسيد.
دولت خوارزمشاهيان چگونه دولتي
بدليل آنکه خوارزمشاهيان بر دولت محلي – ماننداتابکان تسلط نداشتند ، موفقيتهايي را که تا زمان سلطان محمد بدست آورده بودند ، دوام و استواري چنداني نداشت ، چرا که دولتهاي محلي از شاه خوارزم که پايتخت او شهر گرگانج بود اطاعت نمي کردند . بطور کلي مردم از وضعيت حکومت سلطان محمد رضايت نداشتند چرا که وي با خليفه عباسي دشمن بود و مداخله ترکان خاتون(مادرش با او)، باعث اختلال در کارها ميشد.
سلطان محمد ، پادشاه مغرور ، در اواخر سلطنت خود با شکست دادن دولت قراختاييان و انقراض حکومت ايشان ، يکي از بزرگترين اشتباهات خود را مرتکب شد و اين کشور را به تصرف خود در آورد .
چنگيز خان و مغولان
مغولان اقوام بيابان گردي بودند که در مغولستان زندگي مي کردند . مغولستان در شمال کشور چين قرار داشت و داراي آب و هواي سرد و خشک بود . مغولان بيشتر اوقات خود را به قتل و غارت يکديگر و يا هجوم به سرزمينهاي آباد شمال چين مي گذراندند.
و چنگيز خان ، حاکم مغولستان ، در زمان سلطان محمد خوارزمشاه ، پس از جنگهاي بسيار به رياست قبيله هاي مغول رسيده بود . چنگيز خان بدليل بي رحمي و ستمگري و حمله به کشورهاي اطراف براي مغولها بهترين حاکم به شمار مي آمد و دستوراتش که ياسا ( قانون ) ناميده مي شد ، از سوي آنان بدقت اجرا ميشد .
چنگيز پس از حمله به چين و کشتار ساکنان و غارت اموال مردم ، شمال اين کشور را تصرف کرده و بازرگاني را براي تجارت به ايران فرستاد.
حمله مغول ها به ايران

دانستيم که چنگيز خان بازرگاناني را جهت تجارت به ايران فرستاد ، اما عملکرد حاکم شهر و سلطان محمد ، زمينه را براي حمله مغولان به ايران فراهم ساخت .
بازرگانان به يکي از شهرهاي مرزي به نام اترار وارد شدند . اما حاکم شهر اترار بدليل طمع ورزي به اموال ايشان ، آنان را دستگير کرده و به دروغ از سلطان محمد خواست تا آنان را به اتهام جاسوسي به قتل برساند و پس از موافقت سلطان محمد ، حاکم اترار ، اموال تجار را تصاحب و دستور قتل آنان را صادر کرد .
چنگيز خان پس از اطلاع از اين واقعه ، حاکم اترار را از سلطان محمد در خواست کرد . اما وي بدليل سنت فاميلي حاکم اترار با ترکان خاتون از اينکار سرباز زد و در نتيجه چنگيز خان با اين بهانه در سال 166هجري به ايران حمله کرد .
مغولان پس از حمله به ايران عليرغم مقاومت دليرانه مردم به سرعت ده ها شهر را متصرف کردند و پس از ويران کردن شهرها و غارت اموال ، صدها هزار نفر را به قتل رساندند حمله مغولان يکي از زيانبارترين حملات تاريخ است چون آنان سرزمينهاي سر سبز را از بين برده و حتي حيوانات را نيز به نابودي کشاندند. و سلطان محمد که خود عامل اين حمله بود ، پس از اطلاع از حمله چنگيزخان پا به فرار گذاشت و در جزيره آبسکون ( در درياي مديترانه ) ، در گذشت .
سلطان جلال الدين خوارزمشاه ، پسر سلطان محمد از جمله کساني بود که در مقابل مغولان ايستادگي کرد و در چندين جنگ مغولان را شکست داد اما پس از شکست از چنگيز خان به هندوستان فرار کرد . اما پس از بازگشت چنگيز خان به مغولستان و مرگ وي ، جلال الدين به ايران بازگشت و با سپاهيان مغول جنگيد و بعد به دست فردي ناشناس کشته شد و با مرگ وي ، عمر سلسله خوارزمشاهيان به پايان رسيد.
لشکر کشي هلاکوخان به ايران
متصرفات چنگيز خان که از چين تا اروپا گسترده شده بود ، در اواخر عمر چنگيز خان ، ميان چهار فرزند او تقسيم شد . و فرزندانش پس از مرگ او مجددا تصميم گرفتند تا به ايران حمله کنند و دليل اين حمله مجدد ، قيام پي در پي مسلمانان و مردم غيور ايران بود که سلطه مردم و حشي و غير مسلمان را نمي پذيرفتند .
از طرف ديگر اسماعيليان نيز در قلعه کوهستاني در برابر مغولان ايستادگي ميکردند و خليفه بغداد نيز حاضر به اطاعت از خان مغول نمي شد . حمله به ايران توسط هلاکوخان نوه چنگيز و پس از سي سال از حمله اوليه آغاز گرديد هلاکوخان با يک سپاه عظيم به ايران حمله ور شد ، اسماعيليان را سرکوب کرد و پس از فتح بغداد ، آخرين خليفه عباسي را به قتل رساند و سلسله عباسيان در سال 656هجري منقرض شد . با حمله سپاهيان هلاکوخان ، تنها شهرهايي از ويراني نجات يافتند که تسليم مغولان شده بودند و بسياري از شهرها ويران و غارت شدند .
تاسيس دولت ايلخانان مغول در ايران

مراغه پس از فتح ايران توسط هلاکوخان ، پايتخت او شد و وي سلسله اي را تاسيس کرد که ايلخانان نام گرفت . از آنجايي که مغولان تحت تاثير و فرهنگ و تمدن ايراني قرار گرفته و بسياري از عادتهاي زشت و خوي وحشي گري خود را کنار گذاشته بودند ، از وزيران و کارمندان ايراني از جمله خواجه نصير توسي و خواجه رشيدالدين فضل الله بهره بردند و اين دو وزير با تدبير به مردم خدمت بسيار کردند.
يکي از ايلخانان معروف به نام غازان خان ، خواجه رشيدالدين فضل الله را به وزارت گمارده بود و در اين زمان اداره امور کشور بسيار منظم شده و از ظلم و ستم حکام مغول جلوگيري به عمل آمد و در اين زمان ، مغولان ساکن در ايران که به اسلام متمايل شده بودند به تدريج مسلمان شدند.
پايان حکومت ايلخانان
از آنجايي که سرداران مغول قدرت بسياري داشتند و انتخاب ايلخانان با نظر آنان صورت ميگرفت ، پس از غازان خان ، دولت ايلخانان ضعيف شد . سرداران مغول خصوصا آنهاکه با وزيران ايراني مخالف بودند و حضور آنها را مانع اجراي خودسري هاي خويش ميدانستند ، در امر مداخله کرده و باعث بي نظمي بسيار مي شدند .
وقتي آخرين ايلخان مغول به نام ابوسعيد که جواني کم تجربه بود و عمر چنداني هم نکرد، از دنيا رفت ، قلمرو او ميان سرداران مغول و بستگانش تجزيه شد و دولت ايلخانان سرانجام در نيمه اول قرن هشتم ( 736 هجري قمري) منقرض شد .
هر چند که حملات مغولان به ايران صدمات بسياري را به اين سرزمين پهناور وارد آورد. اما هيچگاه نتوانست خصوصيت استقلال طلبي و علم دوستي مردم ايران را از بين ببرد و ايرانيان همچنان با وجود مفاخر علمي و فرهنگي چون سعدي که در عصر مغول زندگي ميکرد به حيات خود ادامه دادند.

سوالات درس يازدهم
1- چرا با فتح ماوراء النهر به وسيله مسلمانان بر اهميت خوارزم افزوده شد ؟
چون خوارزم يک ايالت مرزي به شمار مي آمد
2- چرا انقراض دولت قراختاييان به زيان ايران بود ؟
چون را براي حمله مغولان به ايران و ويران کردن اين سرزمين هموار شد .
3- دستورات چنگيز چه ناميده مي شد ؟
ياسا ( قانون )
4- بهانه چنگيز به ايران چه بود ؟ توضيح دهيد ؟
بهانه چنگيز به ايران توقيف اموال و قتل بازرگانان مغول بود که توسط حاکم شهر اترار و بدستور سلطان محمد انجام شد . حاکم شهر اترار اين بازرگانان را به دروغ جاسوس معرفي کرده و با طمع به اموالشان ، دستور قتل ايشان را از سلطان محمد کسب کرد.
5- دو وزير ايراني زمان مغولان را نام ببريد ؟
خواجه نصيرالدين طوسي و خواجه رشيدالدين فضل الله
6- دو علت انقراض حکومت ايلخانان را بيان کنيد ؟
1-در اين دولت ، سرداران مغول قدرت زيادي داشتند و انتخاب ايلخانان با نظر آنان صورت ميگرفت.
2- آنان با مخالفت با وزيران ايراني که مانع از خود سري هاي مغولان مي شدند ، در اداره کشور مداخله کرده و باعث بي نظمي بسيار ميشدند و وجود آخرين ايلخان مغول يعني ابو سعيد و کم تجربگي و مرگ زود هنگام او ، باعث تجزيه دولت آنان و انقراض حکومت ايلخانان شد .
درس دوازهم
ايران در زمان تيموريان
قدرت يافتن حکومت هاي محلي پس از ايلخانان
پس از مرگ ابو سعيد آخرين ايلخان مغول و به توافق نرسيدن سرداران مغول در مورد جانشيني او ، جنگ در ميان آنان در گرفت و هر يک در گوشه و کنار اين سرزمين حکومتهاي محلي پديد آوردند . اما اين دولتهاي کوچک هم مدام با يکديگر به جنگ مي پرداختند و فقر و ويراني و ستم را در همه جا گسترش ميدادند .
تشکيل دولت شيعي سربداران

پس از انقراض حکومت ايلخانان و افزايش ظلم و ستم بر مردم و گرفتن مالياتهاي سنگين ، شخصي به نام شيخ خليفه به هدايت مردم و قيام عليه ظالمان پرداخت و سخنانش در ميان مردم خراسان و طبرستان ( مازندران ) مورد قبول واقع شد . شيخ خليفه توسط حاکمان مغول و بدليل ترس از قيام مردم ، در مسجد سبزوار به دار آويخته شد و آنان مدعي شدند که او خود دست به اين عمل زده است . پس از شيخ حسن جوري شاگرد وي ، راه استاد را ادامه داد ولي توسط مغولان دستگير و زنداني شد .
در حقيقت ، دولت سربداران پس از مرگ ابوسعيد و با از بين رفتن تعدادي از سربازان مغول ، در روستاي باشتين در نزديکي سبزوار صورت گرفت . در اين روستا مردم با قيام و از بين بردن سربازان خوشگذران مغول ، اعلام کردند که : سر به دار ميدهيم و تن به ذلت نمي دهيم . و به همين جهت قيام و دولت آنان به سربداران معروف شد .
در راس قيام کنندگان دو برادر به نامهاي عبدالرزاق و وجيه الدين مسعود حضور داشتند و شيخ حسن توسط وجيه الدين مسعود از زندان نجات يافت و قلمرو سربداران را توسعه بخشيد .
اما دولت سربداران بدليل ضعف ها و اختلافات داخلي از يک طرف و درگيري با دشمنان خارجي از طرف ديگر دوام چنداني نياورده و با حمله تيمور از بين رفت .
ابتداي کار تيمور

نواحي آسياي مرکزي و ماوراء النهر به يکي از فرزندان چنگيز خان يعني جغتاي واگذار شد و قلمرو نوادگان اين شخص نيز به دليل جنگ ميان فرماندهان مغول مانند قلمرو ايلخانان در مغول دچار آشفتگي و هرج و مرج بود .
تيمور از ميان اين فرماندهان با ادعاي اينکه از بستگان چنگيز است براي گسترش قلمرو خويش از هيچ جنايت و بي رحمي روي گردان نبود و بتدريج توانست تمامي آسياي مرکزي و ماوراء النهر را تصرف کند .
لشکر کشي تيمور

سوالات درس دوازدهم درس سيزدهم
تيمور پس از استحکام موقعيت خود ، سمرقند را پايتخت خويش قرار داده و پس از حمله به کشورهاي اطراف ، خوارزم و سپس مغولستان را فتح کرد و پس از مشاهده اوضاع آشفته ايران ، به اين کشور نيز حمله ور شد. تيمور بدليل ظلم و ستم و کشتار فراوان و مقاومت و قيام مردم عليه او ، سه بار به ايران حمله کرد و در طي اين حملات ، تمام خاک ايران و کشورهاي اطراف را ويران ساخت .
از طرفي آسياي صغير نيز از يورش تيمور بي نصيب نماند . اين منطقه در آن هنگام در تصرف با يزيد ، سلطان عثماني بود . سلسله عثماني پس از انقراض سلجوقيان توسط يکي از ترکان به نام عثمان بوجود آمده بود گر چه با يزيد خود در برابر تيمور شکست خورده و اسير شد اما کلي بعد جانشينانش دولت عثماني را قدرتمند کردند .
تيمور در اواخر عمر ، به روسيه نيز لشکر کشي کرد و در سر داشت چين را نيز تصرف کند ، اما با مرگ خود جهان را آسوده ساخت .
فرزندان تيمور راه پدر را ادامه نميدهند
پس از مرگ تيمور ، حاکمان مطيع او ، بار ديگر اعلام استقلال کردند و هر يک از فرزندانش نيز در گوشه اي براي خود تشکيل حکومت دادند . از جمله اين فرزندان شاهرخ جانشين تيمور ، مردي آرامش طلب و علاقمند به عمران و آبادي بود . پايتخت او يعني شهر هرات مرکز هنرمندان و دانشمندان بود و مسجد گوهر شاد در شهر مشهد ، توسط همسر او گوهر شاد خانم بنا شد . بايسنقري يکي از فرزندان شاهرخ نيز همانند پدر از هنرمندان حمايت کرده و به جمع آوري آثار ادبي ، کتاب و شعر علاقه نشان ميداد . و شاهرخ خود نيز از خطي بسيار زيبا بر خوردار بود .
الغ بيک ، پسر شاهرخ ، پس از مرگ پدر ، راه او را ادامه داده و به دستور او رصدخانه بزرگي در سمرقند ساخته شد که رياضي دانان و ستاره شناسان در آن به تحقيق مشغول بودند .
سلطان حسن بايقرا ، آخرين پادشاه تيموريان ، در هرات مدرسه ها و عمارتهاي بسياري را بنا کرد . دو شخصيت معروف دوره تيموريان عبارت بودند از بهزاد نقاش معروف و حافظ شيرازي ، شاعر پر آوازه ايراني
ازبکان ، قراقويونلوها و آق قويونلوها
پس از مرگ تيمور و افزايش اختلاف ميان خاندان وي ، دولت ازبکان ( از جمله دشمنان تيموريان ) که بوسيله نوادگان چنگيز در ماوراء النهر تشکيل شده بود ، بارها به خراسان حمله کرده و در نهايت سلسله تيموريان را منقرض ساختند . با انقراض تيموريان ، قدرتمندان محل از جمله دو طايفه آق قويونلوها و قراقويونلوها که هر دو از قبايل چادر نشين ترک به شمار مي آمدند ، فرصت کشور گشايي يافتند . اما مدتي بعد طايفه قراقويونلوها ، به دست آق قويونلوها منقرض شده و خودشان نيز توسط شاه اسماعيل صفوي از ميان رفتند
1-چگونگي آغاز قيام سربداران را بيان کنيد ؟
پس از مرگ ابو سعيد ، زماني که تعدادي از سربازان مغول براي غارت و خوشگذراني به روستاي باشتين نزديک سبزوار رفته بودند ، مردم قيام کردند و آنان را به قتل رساندند و اعلام کردند : سر به دار ميدهيم و تن به ذلت نمي دهيم به همين جهت قيام آنان و دولتي که تاسيس کردند به سربداران معروف شد .
2- دلايل ضعيف شدن حکومت سربداران را توضيح دهيد ؟
حکومت سربداران دچار اختلافات دروني شد و از طرف ديگر جنگهاي مداوم با دشمنان خارجي موقعيت و قدرت آنها را ضعيف ساخت .
3- دليل حمله هاي مکرر تيمور به ايران چه بود ؟
تيمور در لشکر کشي هايش حاکمان محلي را مطيع خود ساخت اما به علت ظلم و کشتار بسيار ، مردم بلافاصله عليه او دست به قيام مي زدند و به همين جهت او دوباره به ايران حمله مي کرد و در مجموع سه بار به ايران يورش برد .
4- کدام دولتها جاي تيموريان را گرفتند ؟
دولت ازبکان ، طايفه قراقويونلوها و طايفه آق قويونلوها
5- هر يک از گزينه هاي سمت راست با کدام گزينه سمت چپ ارتباط دارد ؟
الغ بيک -----> رصد خانه سمرقند
شاهرخ -----> هرات
عثماني -----> قسطنطنيه
تمدن و فرهنگ ايران
از ظهور اسلام تا پايان عهد تيموري
با ورود اسلام به ايران , فرهنگ و تمدني شکل گرفت که تا آن زمان بي نظير بود و ميراث هاي دوران پيش از اسلام به تدريج چهره اسلامي به خود گرفت و ملت کوشا و مسلمان ايران توانستند به پيشرفتهاي عظيمي دست پيدا کنند . در اين مبحث با چگونگي اداره ايران و فرهنگ و تمدن ايرانيان مسلمان آشنا مي شويم .
خليفه و سلطان
مقام خليفه از هنگام ورود به ايران تا زمان خلافت مامون عباسي ( اوايل قرن سوم هجري ) , بدليل ادعاي جانشيني پيامبر (ص) , برترين مقام سياسي و ديني جهان ( از جمله ايران ) شناخته مي شد . اما بدليل ظلم و ستم فراوان امويان و عباسيان در دوران خلافتشان , مسلمانان با آنان به مخالفت بر خاستند . تا پيش از دوره طاهريان , ايران را حاکمي اداره ميکردند که از سوي خلفا تعيين ميشدند . اما پس از آن حکمرانان ايراني عليرغم وابستگي به خلفاي عباسي , در اداره امور استقلال و آزادي بيشتري پيدا کرده و از قالب فرماندار و استاندار خارج شده و به مقام پادشاهي و سلطنت رسيدند.و از اين پس , ايران بوسيله سلاطين ( پادشاهان ) در کنار مقام خليفه اداره ميشد و بطور ظاهري با خليفه دوستي ميکردند . و سلاطين ايران پس از انقراض خلافت عباسي توسط مغولان کاملا استقلال يافتند.
وزير و اداره کشور
در ايران پيش از اسلام , تشکيلات وسيعي براي اداره امور کشور وجود داشت و ادارات و مقاماتي جهت تنظيم و اداره امور سياسي , نظامي , اقتصادي و مذهبي به چشم ميخورد و اداره امور کشور عمدتا توسط پادشاهان , وزيران , فرماندهان نظامي و رهبران ديني صورت ميگرفت و همين شيوه با کمي تغيير با ورود اسلام به ايران به کار گرفته شد .
"وزيران " در ميان مقامات کشوري بيش از همه در اداره امور نقش داشتند و عموما از ميان افرادي هوشمند , دانا , با تجربه و توانا انتخاب ميشدند و گاهي حتي توانايي داشتند تا سلطان را نيز تغيير دهند .
اداراتي که براي اداره کارهاي مختلف کشور وجود داشت . ديوان ناميده ميشود و به کارمندان ديوانها دبير يا کاتب گفته ميشد. و براي هر کاري ديوان وجود داشت .
وضع شهرها
در ايران پس از اسلام , شهرهايي چون مرو , ري , نيشابور شهرت جهاني داشتند و مجموعه اي از خانه ها , مراکز عمومي ( مسجد ) , حمام ,... اداره هاي دولتي و مراکز تجاري و صنعتي در هر شهر ديده و کشاورزي نيز در اطراف شهرها صورت ميگرفت . معمولا امنيت هر شهر توسط ديواري که گرداگرد آن کشيده ميشد حفظ ميگرديد و در بعضي از قسمت هاي آن برجهايي براي مراقبت و ديده باني وجود داشت و گاهي نيز براي جلوگيري از حمله دشمن خندقهاي پر از آب در پشت ديوار شهر حفر مي گرديد . و دروازه هر شهر نيز شبها بسته مي شد . مردم جهت تجمع و برگزاري مراسم مهم در مسجد جامع هر شهر حضور مي يافتند و براي آسايش مسافران و داد و ستد ايشان , کاروان سراهايي در شهرهاي بزرگ يا حومه آنها ساخته مي شد .
اداره امور هر شهر به عهده حاکم يا والي بود اما اشخاص ديگري نيز او را در اداره شهر يا حکومت ياري ميکردند . از جمله اين افراد محتسب نام داشت که مسائل ديني و معاملات نظارت داشت و خلافکاران را مجازات مي کرد . مرکز حکومت در قلعه اي در وسط شهر قرار داشت که به آن ارگ ميگفتند .
زندگي روستايي
بخش اصلي مردم ايران را روستاييان و بخش اصلي زندگي اقتصادي جامعه به کشاورزي و دامداري آنها اختصاص داشت . زمينها يا متعلق به دولت و شخص سلطان بود , يا به زمين داران بزرگ تعلق داشت و کشاورزان بر روي آنها کار ميکردند و يا متعلق به خود کشاورزان بود . بخشي از اين زمينها هم وقفي بود و در آمد آن ها صرف امور خيريه ميشد
علم و دانش

در قلمرو اسلامي , سرزمين ها و ملتهاي گوناگون با ميراث هاي علمي و تمدني گوناگون و همسايگي اين قلمرو با کشورهايي مانند هند , يونان و روم , ميزان پيشرفتهاي علمي در ميان مسلمانان بسيار زياد بود . در واقع مسلمانان با کسب دانشهاي جديد و ترکيب آن با دانسته ها و عقيده اسلامي خود , و توجه فراوان به قرآن کريم و سخنان پيامبر (ص) مبني بر فراگيري علم , در جهان اسلام سر آمد بودند .
در اين ميان کساني که مهارت در خواندن و نوشتن بدست آوردند , توانستند به دنبال کسب علوم گوناگون بروند و دانشمندان ايراني در زمينه خداشناسي , فلسفه , تاريخ , جغرافيا , رياضيات , فيزيک , پزشکي و ديگر رشته هاي علمي به مطالعه و تاليف مشغول بودند . از جمله دانشمندان نام آوري چون , فارابي , ابن سينا و ابوريحان بيروني.
علاوه بر آن , ارزشهاي ديني و نيازهاي زندگي , باعث شد تا ايرانيان در زمينه هنر و معماري فعاليتهاي چشمگيري انجام دهند , مساجد , مدرسه ها , کاخ ها و کاروانسراها از ميراث معماري و صنايع فلزي , سفالگري , کاشي کاري , نقاشي , خوشنويسي و قالي بافي از مظاهر هنر ايرانيان در اين دوران به شمار مي روند .

سوالات درس سيزدهم
1-چرا تا زمان مامون,خليفه برترين مقام سياسي و ديني جهان اسلام شناخته مي شد؟
زيرا مدعي جانشيني پيامبر ( ص ) بود.
2- در ايران پس از اسلام,بيشترين جمعيت در روستاها زندگي مي کردند يا در شهرها؟
در روستاها زندگي مي کردند و بخش اصلي زندگي آنها کشاورزي و دامداري بود .
3- عوامل اصلي پيشرفت هنر و معماري در ميان مسلمانان چه بود ؟
ارزشهاي ديني و نيازهاي زندگي , عوامل اصلي پيدايش و ترقي اين نوع فعاليتها بود .
4- هر يک از گزينه هاي سمت راست به کدام گزينه سمت چپ مربوط است ؟
بريد قلعه نظامي ديوان-----> اداره
محتسب -----> مرکز حکومت
ارگ -----> پست
کاروانسرا -----> محل برگذاري مراسم مهم , محل اقامت مسافران
درس چهاردهم
تاريخ اروپا در قرن وسطا

زماني که اسلام به ايران وارد شد و دوران تازه اي از تاريخ در کشور ما آغاز شد , در اروپا شرايط ديگري حکمفرما بود . اين دوره ازتاريخ اروپا ( از قرن پنجم تا پانزدهم ميلادي ), قرن وسطا ناميده شده و تقريبا مصادف است با اواخر دوره ساساني تا پايان دوره تيموري . اين دوره بين دو دوره قرون باستان ( قديم ) و قرون جديد قرار گرفته و از اين دو زمان متمايز است .
قرون باستان به عصر تمدن يونان و روم گفته مي شود . قرون جديد به دوراني باز مي گردد که اروپاييان پس از قرن ها رکود , دوباره در صدد اصلاح وضع خود بر آمدند .
از جمله خصوصيت قرون وسطا حاکميت کليسا و فئودالها بر جرامع اروپايي و همچنين کم توجهي به علم و دانش و زندگي مردم است.
کليسا و فئوداليسم – حاکمان قرون وسطا
با گسترش نفوذ مسيحيت در اروپا , و ايجاد جايگاه خاص کليسا , پيشوايان مسيحيت نيز سلطه خود را بر جنبه هاي گوناگون زندگي مردم توسعه دادند . و از قرن پنجم ميلادي, قدرت اين گروه و خصوصا مقام پاپ ( مهم ترين آنها ) به اندازه اي افزايش يافت که حتي پادشاهان در مراسم تاجگذاري , تاج را از دست پاپ مي گرفتند . حاکميت رهبران مسيحي بدليل نشر خرافي و اقدامات سخت گيرانه , زمينه هاي عقب ماندگي اجتماعي , اقتصادي , علمي و فرهنگي اروپاييان را فراهم آوردند .
رکن ديگر مهم در قرون وسطا , حاکميت فئودال ها بود که بدليل داشتن زمينهاي وسيع , ثروت و قدرت زيادي بدست آورده بودند . هر فئودال با داشتن تعدادي کشاورز و سرباز و با ساختن يک قلعه , براي خود حکومت مستقل تشکيل ميدادند .
نيروي نظامي فئودال ها , شواليه ها بودند که بيشتر در جنگ به سر مي بردند . در زمان فئودالها , توجه به علم و بهبود زندگي مردم کمتر بود .
آشنايي مسلمانان با اروپاييان و وقوع جنگهاي صليبي
در اوايل قرن هشتم ميلادي , يا آخرين سالهاي قرن اول هجري , مسلمانان از طريق شمال آفريقا وارد نواحي جنوبي اروپا ( اسپانيا و فرانسه ) شده و در آن جا , دولتهاي مسلمان را تشکيل دادند و زمينه آشنايي اروپاييان با تمدن اسلامي و استفاده از اين تمدن فراهم شد .
از سوي ديگر امپراطوري روم شرقي که در نبرد ملازگرد از سلجوقيان شکست خورده بود , در عصر سلجوقي , از دولتهاي اروپايي درخواست کمک کرد و اين دولتهاي گرفتار مشکلات اقتصادي نيز تصميم گرفتند تا جهت کمک به روم شرقي به مسلمانان حمله کنند و مناطق آباد و ثروتمند را تصرف کنند .
اما هجوم به جهان اسلام بدنبال فتواي پاپ آغاز شد . پاپ فتوا داد تا سپاهيان مسيحي , بيت المقدس را که محل زندگي عيسي ( ع ) بود را از مسلمانان پس بگيرند و آنان نيز بدليل نقش کردن صليب بر روي سينه هايشان به صليبيون معروف شدند و به سمت بيت المقدس حمله کردند . در اين نبردها که به جنگهاي صليبي مشهور شده بود , بسياري از آباديهاي مسلمانان ويران و بسياري از مسلمانان پس از تصرف بيت المقدس کشته شدند . گر چه جنگهاي صليبي با شکست اروپاييان پايان يافت . اما مدتي بعد مسلمانان به فرماندهي صلاح الدين ايوبي بيت المقدس را پس گرفتند.
نتايج جنگهاي صليبي
اروپاييان عليرغم شکست در جنگهاي صليبي , فوايد بسياري را عايد خود ساختند . چرا که با مشاهده تمدن عالي و فرهنگ پيشرفته مسلمانان متوجه عقب ماندگي خود شدند و تصميم گرفتند از دستاوردهاي فکري و علمي مسلمانان استفاده کنند . آنان بسياري از کتابهاي مسلمانان را در زمينه فلسفه , پزشکي , ستاره شناسي و رياضيات به اروپا بردند و ترجمه کردند و از طرف ديگر بسياري از دستاوردهاي مسلمانان مانند کاغذ , وسايل ستاره شناسي و دارو که از پيشينيان خود گرفته بودند , از راه تجارت وارد اروپا شد .
يکي ديگر از فوايد جنگهاي صليبي , از بين رفتن سلطه پاپ و فئودالها بود اروپاييان توانستند با آزادي بيشتر به کسب علم و ثروت بپردازند . در نتيجه اروپا وارد مرحله جديدي از تاريخ خود به نام رنسانس يا دوران تولد مجدد شد .

سوالات درس چهاردهم
1- به چه دوراني از تاريخ اروپا قرون وسطا مي گويند ؟ ( آغاز و پايان آن را بيان کنيد )
قرن پنجم تا پانزدهم ميلادي
2- مسلمانان از طريق کدام سرزمين وارد جنوب اروپا شدند ؟
از طريق شمال آفريقا وارد نواحي جنوب اروپا ( اسپانيا و فرانسه ) شدند .
3- دو بهانه اروپاييان براي آغاز جنگهاي صليبي چه بود ؟
دولتهايي که گرفتار مشکلات اقتصادي بودند , فرصت را مناسب ديدند تا به بهانه کمک به روم شرقي به سرزمينهاي مسلمانان حمله کنند و مناطق آباد و ثروتمند را تصرف کنند .
پاپ فتوا داد تا بيت المقدس که محل زندگي حضرت عيسي ( ع ) بوده است بايد از مسلمانان پس گرفته شود
4- جنگهاي صليبي چه نتايجي براي اروپاييان داشت ؟
1- آنان با مشاهده فرهنگ و تمدن پيشرفته مسلمين متوجه شدند که بايد از دستاوردهاي علمي و فرهنگي آنان استفاده کنند .و بسياري از کتابهاي مسلمانان از جمله فلسفه , پزشکي , ستاره شناسي و رياضيات را به اروپا برده و ترجمه کردند
2 – کالاهايي مانند دارو , وسايل ستاره شناسي و کاغذ که مسلمانان اختراع کرده يا از پيشينيان خود گرفته بودند وارد اروپا شد .
سلطه پاپ و فئودال از ميان رفت و اروپاييان توانستند بيشتر به کسب علم و ثروت بپردازند .
5- ميان کدام گزينه ها رابطه وجود دارد ؟
فئودال ----> زمين دار بزرگ
شواليه ----> جنگجو
پاپ ----> رهبر مسيحيت
سال هجري
سال ميلادي
وقايع ايران و اسلام
وقايع اروپا
HTML clipboard
|
سال هجري |
سال ميلادي |
وقايع ايران و اسلام |
وقايع اروپا |
|
-
1 14 93 114 170 463 489
قرن 7
85 |
476
622 635 711 732 786 1071 1097
قرن 13
1453 |
ساسانيان در ايران- اعراب جاهلي در عربستان هجرت پيامبر به مدينه خلافت خليفه دوم خلفاي بني اميه خلفاي بني اميه هارون الرشيد جنگ ملازگرد آغاز جنگهاي صليبي
حمله مغول به ايران
تيموريان |
هجوم اقوام وحشي به روم و انقراض روم غربي آغاز دوره قرون وسطا حاکميت کليسا و فئوداليسم در اروپا شروع پيشروي مسلمانان در خاک روم شرقي پيشروي طارق در اسپانيا آخرين پيشروي مسلمانان در اروپا شارلمان امپراطور فرانکها نگراني اروپاييان از پيروزي سلجوقيان ادامه اشکر کشي به فلسطين آشنايي اروپاييان با جهان اسلام رشد تجارت و شهرنشيني در اروپا – مسافرت مارکوپولو تصرف قسطنطنيه به وسيله ترکان عثماني رسانس در اروپا کشف آمريکا و ديگر اکتشافات جغرافيايي |